close
تبلیغات در اینترنت
رمانخونه | دانلود رمان| رمان جدید

رمانخونه | دانلود رمان| رمان جدید

چتروم فارسی,دانلود رمان های کاربری,رمان ایرانی,رمان خارجی

درباره من

سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا سرت را آنقدر پایین نگه دار که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد دستت که به دامنش رسید... از عفت بر باد رفته دنیا بگو گریه هایت را کش بده تا دوباره خدا بودنش را باور کند تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد فقط یادت باشد به روی خودت هم نیاوری کسانی روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند که صندلی خالی اش را وجب به وجب سند زده اند ... ! خدایا معصومیت کودکی را به ما بازگردان..
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نویسنده: tabasom
تاریخ : شنبه 27 خرداد 1396 | ساعت : 4:25 AM
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5

بازدیدها: 1
برچسب‌ها: چت , چتروم , چت روم فارسی , چت کردن , کافی چت , ققنوس چت , کافه چت , چت شلوغ , مهر چت , شما چت , عسل چت , تالار چت , نازنین چت , تبسم چت ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : سه شنبه 06 تير 1396 | ساعت : 1:10 AM

شعله رمیده

فروغ فرخزاد,اشعار جدید

_______________

می بندم این دو چشم پر آتش را
تا ننگرد درون دو چشمانش
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعله نگاه پریشانش
می بندم این دو چشم پر آتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خامشم نکشد فریاد
رو می کنم به خلوت  و تنهایی
ای رهروان خسته چه می جویید
در این غروب سرد ز احوالش
او شعله رمیده خورشید است
بیهوده می دوید به دنبالش
او غنچه شکفته مهتابست
باید که موج نور بیفشاند
بر سبزه زار شب زده چشمی
کاو را به خوابگاه گنه خواند
باید که عطر بوسه خاموشش
با ناله های شوق بیآمیزد
در گیسوان آن زن افسونگر
دیوانه وار عشق و هوس ریزد
باید شراب بوسه بیاشامد
ازساغر لبان فریبایی
مستانه سر گذارد و آرامد
بر تکیه گاه سینه زیبایی
ای آرزوی تشنه به گرد او
بیهوده تار عمر چه می بندی
روزی رسد که خسته و وامانده
بر این تلاش بیهده می خندی
 آتش زنم به خرمن امیدت
با شعله های حسرت و ناکامی
ای قلب فتنه جوی گنه کرده
شاید دمی ز فتنه بیارامی
می بندمت به بند گران غم
تا سوی او دگر نکنی پرواز
ای مرغ دل که خسته  و بی تابی
دمساز باش با غم او ‚ دمساز

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 0
موضوعات: نوشته های بزرگان , فروغ فرخزاد ,
برچسب‌ها: فروغ فرخزاد , اشعار جدید , شعله رمیده , چت شلوغ ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : سه شنبه 06 تير 1396 | ساعت : 0:54 AM

عصیان خدایی

فروغ فرخ زاد,اشعار جدید

نیمه شب گهواره ها آرام می جنبند
 بی خبر از کوچ درد آلود انسانها
باز هم دستی مرا چون زورقی لرزان
می کشد پاروزنان در کام طوفانها

چهره هایی در نگاهم سخت بیگانه

 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 0
موضوعات: نوشته های بزرگان , فروغ فرخزاد ,
برچسب‌ها: فروغ فرخزاد , عصیان خدایی , شعر , چت , چتروم , چت شلوغ ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : دوشنبه 05 تير 1396 | ساعت : 11:18 PM

در این سرای بی کسی

شعر,اشعار جدید,هوشنگ ابتهاج

درين سراي بي کسي اگر سري در آمدي
هزار کاروان دل ز هر دري در آمدي
ز بس که بال زد دلم به سينه در هواي تو
اگر دهان گشودمي کبوتري در آمدي
سماع سرد بي غمان خمار ما نمي برد
به سان شعله کاشکي قلندري در آمدي
خوشا هواي آن حريف و آه آتشين او
که هر نفس ز سينه اش سمندري در آمدي
يکي نبود ازين ميان که تير بر هدف زند
دريغ اگر کمان کشي دلاوري در آمدي
اگر به قصد خون من نبود دست غم چرا
از آستين عشق او چون خنجري در آمدي
فروخليد در دلم غمي که نيست مرهمش
اگر نه خار او بدي به نشتري در آمدي
شب سياه اينه ز عکس آرزو تهي ست
چه بودي از پري رخي ز چادري در آمدي
سرشک سايه ياوه شد درين کوير سوخته
اگر زمانه خواستي چه گوهري در آمدي

هوشنگ ابتهاج

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 0
موضوعات: نوشته های بزرگان , هوشنگ ابتهاج ,
برچسب‌ها: چت , شعر , ابتهاج ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : دوشنبه 05 تير 1396 | ساعت : 1:35 PM

دانلود رمان نیش

دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام رمان : نیش
نویسنده : نازنین ۸۷
تعداد صفحات : ۲۱۸

خلاصه داستان :

از رادیو مناجات سوزناک حضرت علی پخش می شد . قلب شکسته ام بی تابش بود .باز این دل … امان از این دل …
محمد طعنه زد: تعارف نداریم ، گریه کن…(تلخ تر نیش زد)گریه کن براش …سبک میشی !
لبخند تلخی زدم ،به صفحات کتاب زل زدم و خواندم :
“هیچ گاه کسی را دوست نداشته باش ، چون دوست داشتن اسارت است و اسارت انسان را به جنون می کشاند ، هر گاه کسی را دوست داشتی رهایش کن ، اگر به سویت بازنگشت بدان که از اول هم مال تو نبوده است .”
محمد گفت : مال ِ تو نبود رهاش کن!
سوز اشک چشمم را سوزاند
-رهاش کردم … اون رهام نمی کنه .
و نگاهم به آن سوی شیشه ،به آن سوی خیابان کشیده شد به ماشین مشکی مدل بالایش …
اگر دوستم نداری چرا رهایم نمی کنی ؟

با تشکر از نازنین ۸۷ عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

نگاه بیحوصله و کسل پیروز از ازدحام داروخانه به اسمان نارنجی کشیده شد برف نم نمک باریدن گرفته بود.
یاد اولین برفی که دیده بود افتاد ، به مادرش گفته بود “مامان از اسمون کاغذ می ریزه “
آه بلندی کشیدو باز نگاهش به در داروخانه دوخته شد . امان از دست مادرش .بخاطر اصرارهای او ،مجبور شده بود با “آنا ” به دکتر برود .
دلش شور ِ رستوران را می زد موبایلش را برداشت و شماره گرفت سامان گوشی را پاسخ داد.
-الو سلام پیروز خان …چطوری هنوز بیمارستانی ؟
-سلام …نه چه خبر؟
-امن و امان …صاحب مجلس نیم ساعت پیش زنگ زد که مهمونا شون از بهشت زهرا تو راهن !
آنا با کیسه ی داروها از داروخانه بیرون زد.
پیروز سریع گفت: همه چی ردیفه ؟
-بله پیروزخان … راستی شب خودتون می اید دیگه ؟
-اره خدافظ!
در ماشین که باز شد جبهه ای از هوای سرد تنش را به لرزه انداخت. کیسه ی داروها را گرفت و آنا ماشین را روشن کرد ...ادامه مطلب ...

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 1
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های کاربری ,
برچسب‌ها: رمان ایرانی , رمان و داستان , دانلود رمان نیش , نیش , رمان نیش , چت , چتروم , چت فارسی , چت شلوغ , چتروم فارسی کافی چت , شلوغ چت , رمان , داستان , داستان نویسی , داستان بلند , نازنین ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : دوشنبه 05 تير 1396 | ساعت : 1:29 PM

دانلود رمان بهشت گم شده ی میترا

دانلود رمان جدید ,دانلود رمان عاشقانه ,دانلود رمان

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام کتاب :بهشت گمشده ی میترا

نویسنده:آسایش

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه :  داستان زندگی دختری به اسم میتراست، دختر یکی یکدانه خانواده و فامیل… با لجبازی های کودکانه اش مسیر زندگیش دچار فراز و نشیب میشه… با ورود شاهرخ به جمع خانواده ، میترا از سرگذشت عمه فروغ باخبر میشه… امیرعلی داستان در همسایگی میترا زندگی می کنه با دنیایی کمی متفاوت از دنیای میترا…

سخنان نویسنده:
هوای تازه
جلو خودم را نگاه کردم
درجمعیت تو را دیدم
میان گندم ها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.
در انتهای همه ی سفرهایم
در عمق همه ی عذاب هایم
در خم همه ی خنده ها
سر بر کرده از آب و از آتش،
تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانه ام تو را دیدم
در آغوش خود تو را دیدم
در رویاهای خود تو را دیدم
دیگر ترکت نخواهم کرد.
شعر از اوژن گرندیل مشهور به “پل الوار” ادامه ی مطلب ...

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 1
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های کاربری ,
برچسب‌ها: دانلود بهترین رمان ایرانی , دانلود بهترین رمان سال , دانلود رمان , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : یکشنبه 04 تير 1396 | ساعت : 4:45 AM

 دانلود رمان آبان ماه اول زمستان است

دانلود رمان,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید

Related image

نام رمان : آبان ماه اول زمستان است !

نویسنده : رهایش*
تعداد صفحات : ۷۲۵

خلاصه داستان :

آبان برای فرار از خاطرات تلخ گذشته سرش رو به کار گرم می کنه، فارغ از اینکه با شروع ماجراهای جدیدی توی زندگیش تموم سعیش برای فراموش کردن گذشته ناکام می مونه …

با تشکر از رهایش* عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

با صدای تق تق و سر و صدای دریل از خواب پریدم! عصبی و کلافه نشستم روی تخت و تو این فکر بودم که چرا هر وقت من تا نزدیکای صبح کار دارم و مجبورم بیدار بمونم صبح کله ی سحر با یه صدای مزاحمی از خواب بیدار می شم که در باز شد و رها دختر ۳ ساله ی خواهر بزرگم آتنا سرک کشید توی اتاق و وقتی دید من بیدارم، دویید تو هال و گفت: مادرجون دایی بیدار شد!
انگار دنیا منتظر از خواب بیدار شدن من بود! کلافه پتو رو زدم کنار و رفتم توی هال و ولو شدم روی مبل که مامان از تو آشپزخونه گفت: علیک سلام! حالا هم بیدار نمی شدی!
با کف دستم چند بار صورتم رو مالیدم و غر زدم: چه خبره سر صبحی؟!
صدای مامانو از بین سر و صداها به زور شنیدم که گفت:ساعت دهه آبان! سر صبح به ۶ می گن نه ده!
دوباره غر زدم: اون مال کسیه که ۸ شب می ره می خوابه نه من که تازه ۵ صبح رفتم تو رخت خواب!
مامان اومد تو هال و گفت: خب مادرِ من، هزار بار بهت گفتم شب زود بخواب که صبح اینقدر دمغ نباشی! پاشو برو یه آبی به صورتت بزن بیا صبحونه! بعدش برو ببین احسان کمک نخواد.
– چه خبر هست حالا؟!
: سرویس اتاق آفاقو آورده داره نصب می کنه.
– خونوادگی اومدن نصب؟!
: زشته آبان! پاشو برو صورتتو بشور!
پوفی کشیدم و تا دم دستشویی رفتم و یهو یاد ونداد افتادم و پرسیدم: ونداد اومد فایلا رو ببره؟!
مامان از نیمه راه آشپزخونه برگشت و پرسید: فایل؟!
– آره! اصلاً اومد صبح اینوری؟! ادامه مطلب ...

نویسنده: tabasom
تاریخ : یکشنبه 04 تير 1396 | ساعت : 4:36 AM

دانلود رمان اسطوره

دانلود رمان جدید,دانلود رمان

Related image

نام رمان : اسطوره
نویسنده : P*E*G*A*H
حجم کتاب (مگابایت) : ۶

تعداد صفحات : ۶۱۶

خلاصه داستان :
دیدی که سخت نیست … تنها بدون من؟
دیدی که صبح می شود … شبها بدون من؟
این نبض زندگی … بی وقفه می زند …!
فرقی نمی کند … با من … بدون من …!
دیروز گرچه سخت … امروز هم گذشت …!
طوری نمی شود … فردا بدون من …!

قسمتی از متن رمان :
زیر باران…زیر شلاق های بی امان بهاره اش…ایستادم و چشم دوختم به ماشینهای رنگارنگ و سرنشین های از دنیا بی خبرشان…! دستم را به جایی بند کردم که مبادا بیفتم و بیش از این خرد شوم…بیش از این له شوم…بیش از این خراب شوم…!
صدای بوق ماشینها مثل سوهان…یا نه مثل تیغ….! یا نه از آن بدتر…مثل یک شمیشیر زهرآلود…! روحم را خراش میدادند.سرم را به همانجایی که دستم بند بود و نمی دانستم کجاست…تکیه دادم…! آب از فرق سرم راه می گرفت…از تیغه بینی ام فرو می چکید و تا زیر چانه ام راهش را باز می کرد…! از آن به بعدش را…نمی دانم به کجا می رفت…!
همهمه اوج گرفت…دهانم گس شد…عدسی چشمانم سوخت…گلویم آتش گرفت…خشکی گردنم بیشتر شد…اما سر چرخاندم و دیدم که ماشین سیاه ایستاد…سیاه بود دیگر…نبود؟خواستم تحمل کنم…خواستم به چشم ببینم بلکه باورم شود…خواستم خاطره این ماشین سیاه تا ابد در ذهنم حک شود…اما نتوانستم…درش که باز شد تاب نیاوردم….کامل چرخیدم…پشت سرم را به همان تکیه گاه کذایی چسباندم….لرزش فکم را حس می کردم…حالا…یا از گریه و بغض…و یا از خیسی لباسها و سرمای فروردین ماه…!دستانم را بغل گرفتم و چشم بستم…چشم بستم روی همه زشتیهای این دنیا…روی این دنیا…!
پایان خط…خط پایان….همانکه می گویند آخر زندگی ست…همان تلخی دردناکی که هیچ کس نمی خواهد باورش کند…همان سوت دقیقه نود…اینجاست…! همینجا…درست همین جایی که من ایستاده ام…! می دانی چرا؟
چون امروز اسطوره مُرد…!!! اسطوره من…مَرد من…مُرد! ادامه ی مطلب ...

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 0
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های کاربری ,
برچسب‌ها: دانلود رمان , دانلود رمان اسطوره , چت , رمان , دانلود رمان های جدید , رمانخونه , رمان2017 , رمان های کاربری , دانلود رمان های کاربری , رمان مومیایی , دانلود رمان کامل مومیایی , کافی چت , عسل چت , چت شلوغ ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : جمعه 02 تير 1396 | ساعت : 11:0 PM

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از هافینگتون پست، بسیاری از نویسندگان بزرگ همچون جوآن دیدیون (نویسنده و روزنامه نگار معروف آمریکایی) و دُن دلیلو (نویسنده و روزنامه نگار معروف آمریکایی برنده جایزه پِن و فالکنر) هدفشان از نوشتن را ، نظم بخشیدن به افکار خود عنوان کرده و روند نگارش را چیزی شبیه آشنا شدن با عملکرد ذهن خود توصیف کرده اند...ادامه مطلب ...

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 0
موضوعات: آموزشی , اموزش نویسندگی , اموزش رمان نویسی ,
برچسب‌ها: اموزش رمان نویسی , اموزش , اموزش رمان , نویسندگی , اموزش نویسندگی , چت , چتروم , کافی چت , رمان , دانلد رمان , حرفه ای شوید ,
نویسنده: tabasom
تاریخ : جمعه 02 تير 1396 | ساعت : 10:5 PM

Image result for ‫دانلود رمان دختر آفتاب از سهیلا بامیان‬‎

:نام کتاب:دختر آفتاب

:نویسنده:سهیلا بامیان

:حجم کتاب:۵,۲۴مگابایت پی دی اف و ۱,۱مگابایت آندروید و ۴۸۸کیلوبایت جاوا

:خلاصه ی داستان:

مژگان تنها فرزند خانواده منتظر بازگشت عمویش و خانواده او از یک سفر طولانی است .بالاخره این انتظار به پایان می رسد و عمو یش همراه تنها فرزندش مایکل بالاخره پا به خاک ایران می گذاند.مژگان که انتظار یک پسر هم سن و سال خود را دارد از دیدن مایکل متعجب می شود.مایکل و مژگان به دلیل اختلاف فرهنگی که دارند با هم اختلاف پیدا می کنند .ولی بعد از مدتی مایکل به او اعتراف می کند از زمانی که عکس او را دیده عاشقش بوده و به علت طلاق مادرش وابسته مژگان شده و همیشه با عکس او درد و دل کرده است.مژگان نیز به مایکل علاقه دارد .ولی به دلایلی یاز با هم اختلاف پیدا می کنند و مایکل از ایران می رود.بعد از مدتی مژگان به عقد آریان پسر همسایه در می آیدو کم کم یاد و خاطره مایکل را فراموش میکند اما مدتی بعد دست سرنوشت بازی دیگری را برای او رو می کندو آرامش او را به هم میزند .... ادامه مطلب ....

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 1
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های سهیلا بامیان ,
برچسب‌ها: سهیلا بامیان , رمان , دانلود رمان های سهیلا بامیان , چت , چتروم , چت روم فارسی , چت کردن , اموزش رمان نویسی ,
تعداد صفحات : 8 | 1 2 3 4 5 6 7 8 صفحه بعد
آمار وبلاگ
کل مطالب : 79
کل نظرات : 0
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 1


بازدید امروز : 17
باردید دیروز : 11
بازدید هفته : 28
بازدید ماه : 502
بازدید سال : 502
بازدید کلی : 502