close
تبلیغات در اینترنت
نوشته های بزرگان
درباره من

سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا سرت را آنقدر پایین نگه دار که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد دستت که به دامنش رسید... از عفت بر باد رفته دنیا بگو گریه هایت را کش بده تا دوباره خدا بودنش را باور کند تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد فقط یادت باشد به روی خودت هم نیاوری کسانی روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند که صندلی خالی اش را وجب به وجب سند زده اند ... ! خدایا معصومیت کودکی را به ما بازگردان..
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 06 مرداد 1396 | ساعت : 5:19 PM

امام در نامه ای به شاه گفت

یا از فساد مسولین اگاهید و سکوت کرده اید

یا از وضعیت مملکت بی خبرید

که در هردو صورت بی کفایتید

 

 

(چه وضعیت اشنایی)

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 38
موضوعات: نوشته های بزرگان , عکس نوشته ,
برچسب‌ها: امام در نامه ای به شاه گفت , امام , شاه , شـاه ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 27 تير 1396 | ساعت : 3:1 PM

نادر ابراهیمی،من متعلق به اسارتم

من متعلق به نفرت از اسارتم و نفرت از استبداد؛اما به باور داشتن عادت نمیکنم.تو هرگز به خاطر وطنی که به عادت دوست داشتنش مبتلا شده یی،به جان نخواهی جنگید.

هرگز به خاطر مردمی که به مهرورزی به ایشان ،عادت کرده ای ،زندگی نخواهی داد.

نمازی که از روی عادت خوانده شود،نماز نیست،تکرار یک عادت است؛نوعی اعتیاد. حرفه ای شدن پایان قصه ی خواستن است.

 

#نادر_ابراهيمی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 14
موضوعات: نوشته های بزرگان , نادر ابراهیمی ,
برچسب‌ها: نادر ابراهیمی،من متعلق به اسارتم , نادر ابراهیمی , چت , چتروم , چت فارسی , رمان , رمان نویسی ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 20 تير 1396 | ساعت : 8:12 PM

مرا بستری کنید

این جواب آزمایش دروغ می گوید

این خنده ها از روی خوشحالی نیست

ضربان قلب خوب می زند که می زند

این که دلیل نمی شود

مرا جایی ببرید که برای اثبات حرف هایم

خونی نگیرند

و بدون معاینه،

روی دفترچه بیمه ام بنویسند

هر دوازده ساعت یک بار

شانه ای برای گریستن

 

#رسول_ادهمی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 21
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: مرا بستری کنید،رسول ادهمی , نوشته های بزرگان , دل نوشته , شعر , ادبیات , ادبیات معاصر , متن خاص , رمان , رمان نویسی , چت , چتروم , چت شلوغ , کافی , کافی چت , شمال چت , شما چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 18 تير 1396 | ساعت : 10:27 AM

آنکه میرود باید میرفته،عادل دانتیسم

آنکه میرود باید میرفته

اصلا برای رفتن آمده بود!

تو هم برو

تو هم خودت رااز لحظه هایش که هیچ

ازفکرش هم بگیر

توبایدتمامت بماند برای اوکه

تمامش

تنهاوتنها برای توست!

 

#عادل_دانتیسم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 22
موضوعات: نوشته های بزرگان , عادل دانتیسم ,
برچسب‌ها: آنکه میرود باید میرفته،عادل دانتیسم , نوشته های عادل دانتیسم , چتروم , چت , چتروم فارسی عسل , شلوغ چت , چتروم شلوغ , رمان , دانلود رمان , رمان های رمانخونه , رمانخونه , دانلود , دانلود رمان جدید ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : شنبه 17 تير 1396 | ساعت : 4:0 AM

 فاجعه ای به نام نوکیسگی

 

نوکیسگی را این گونه تعریف کرده اند:

 

قشری که از نظر در آمد به طبقه بالا و از نظر فرهنگی به طبقه پایین و حتی لمپن ها بسیار نزدیک است.

 

لمپن های فرهنگی، علاقه بسیاری به " خودنمایی" ، " دیده شدن" " عرض اندام" و "نوچه پروری" دارند. 

 

نو کیسه ها،از یک طبقه اجتماعی مبدا به یک طبقه اجتماعی مقصد پرتاپ شده اند. 

 

این پرتاب ناگهانی بر اثر یک اتفاق یا استفاده از رانت و شرایط و التهابات اقتصادی رخ می دهد.

 

آن ها، دیگر نه خود را به طبقه اجتماعی مبدا متعلق می دانند و نه با جایگاهی که اکنون کسب کرده اند، آشنایی دارند. 

یعنی از گذشته خود نفرت و از اکنون خود ترس و احساس حقارت دارند. 

 

نوکیسه برای این که به طبقه سابق خود ثابت کند که دیگر به آن ها تعلق ندارد و همچنین برای غلبه بر احساس حقارت خود در مقابل طبقه جدیدی که به آن پرتاب شده است، مجبور به تظاهر است و ساده ترین راه برای تظاهر، خرید دیوانه وار کالاهای لوکس، نمایش عروسی ها، میهمانی ها و خانه های آن چنانی شان است. 

 

اما فاجعه اصلی از جایی آغاز می شود که ما، فیلم و عکس عروسی ها، میهمانی ها، اتوموبیل ها و خانه های آن ها را از طریق پیام رسان ها و شبکه های اجتماعی برای همدیگر ارسال می کنیم. 

 

ما با این کار به مزدوران تبلیغاتی آن ها تبدیل می شویم که بی مزد و منت ، به هدفی که آن ها دارند نزدیکشان می کنیم. آن هدف چیزی نیست جز تظاهر و دیده شدن. جاهلان عصر جدید نوچه های جدید لازم دارند. 

عده ای با موبایل های شان، عکس و فیلم آن ها را به اشتراک می گذارند و افتخار نوچگی آن ها را پذیرا می شوند.

 

بسیاری از آگاهان از نوکیسه ها متنفرند. 

زیرا می دانند نوکیسه ها بر خلاف سرمایه دارها ی واقعی و قشر ثروتمند سنتی، سرمایه خود را نه در کار آفرینی که در دلالی صرف می کنند. آن ها منابع مالی جامعه را بر اساس بی لیاقتی به دست گرفته اند و بر این تنفر دامن می زنند. 

 

اما فاجعه بزرگ تر وقتی رخ می دهد که هنگام تماشای فیلم عروسی ها و پارتی های این دسته، به جای آن که به فکر پس گرفتن حق خود باشیم، خودمان را جای این افراد می گذاریم و بر زندگی سطحی و انگل گونه این افراد حسرت می خوریم.

 

فاجعه آغاز شده است. 

شما صدایش را نمی شنوید.

 

📚 کتاب تازه به دوان رسيده ها

👤 دکتر علی شمیسا

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 4

بازدیدها: 7
موضوعات: نوشته های بزرگان , معرفی کتاب ,
برچسب‌ها: فاجعه ای به نام نوکیسگی , چت , چتروم فارسی , رمان , فاجعه , کتاب تازه به دوران رسیده ها , ادبیات , علی شمیسا , کتاب های علی شمیسا ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 13 تير 1396 | ساعت : 9:27 PM

"دوستت دارم"

و اين را فقط منی ميدانم كه ديگر ندارمت

و باید وانمود کنم که دوستت ندارم

و تو نميدانی

نبودنت چه بر سرم آورده

 و نخواهی دانست شده ام قاتلِ لحظه های خود

"دوستت دارم"

چونان یک اعدامی در لحظاتِ آخر زندگی اش

 پای چوبه یِ دار 

همانند شنا نابلدی در حالِ غرق شدن

همانقدر اميدوار

و نااميد 

همانقدر دلبسته 

و رها شده

"دوستت دارم"

به سانِ مادری كه می فهمد؛ فرزندش مرده به دنيا آمده...

"دوستت دارم"

و ميدانم سهم من از تو 

فقط همان حسِ "دوست داشتن" است...

 

#ياسمن_مهديپور

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 47
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: چتروم , دل نوشته , نوشته های بزرگان , نفس , چت , چتروم عسل , شلوغ چت , شماچت , یاسمن مهدیپو , ر , یاسمن مهدیپور , چت روم شلوغ , نوشته های یاسمن ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 12 تير 1396 | ساعت : 1:2 PM

بوف کور،صادق هدایت

ادبیات،رمان،کتاب داستان

برای اولین بار در زندگیم احساس آرامش ناگهان تولید شد. چون دیدم این چشم‌ها بسته شده، مثل اینکه سلاتونی که مرا شکنجه می‌کرد و کابوسی که با چنگال آهنینش درون مرا می‌فشرد، کمی آرام گرفت. صندلی خودم را آوردم، کنار تخت گذاشتم و بصورت او خیره شدم-چه صورت بچه‌گانه، چه حالت غریبی! آیا ممکن بود که این زن، این دختر، یا این فرشته‌ی عذاب (چون نمی‌دانستم چه اسمی رویش بگذارم) آیا ممکن بود که این زندگی دوگانه را داشته باشد؟ آنقدر آرام، آنقدر بی‌تکلیف؟

 

 

بوف کور 📚

#صادق_هدایت

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 6
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: بوف کور , صادق هدایت , چت , ادبیات , داستان , رمان بوف کور , کتاب های صادق هدایت , چتروم فارسی , کافی چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 12 تير 1396 | ساعت : 11:31 AM

 تو را به اندازه نفسم دوست دارم,عادل دانتیسم


نمی دانم
تو را به اندازه‌ی نفسم دوست دارم
یا نفسم را به اندازه‌ی تو!؟
نمی دانم ..
چون تو را دوست دارم نفس می کشم
یا نفس می کشم که تو را دوست بدارم!؟
نمی دانم ..
زندگی‌ام تکرار دوست داشتن توست،
یا تکرار دوست داشتن تو، زندگی ام !
تنها می دانم:
که دوست داشتنت
لحظه، لحظه، لحظه‌ی زندگی ام را می سازد
و عشقت
ذره، ذره، ذره ی وجودم را !

عادل دانتیسم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 15
موضوعات: نوشته های بزرگان , عادل دانتیسم ,
برچسب‌ها: اشعار عادل دانتیسم , دانلود رمان | دانلود رمان عاشقانه , رمانخونه | دانلود رمان عاشقانه چتروم فارسی , دانلود رمان های کاربری , رمان ایرانی , رمان خارجی , تو را به اندازه نفسم دوست دارم , عادل دانتیسم ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 11 تير 1396 | ساعت : 10:45 PM

اندرو متیوس

نوشته های بزرگان

بدون تردید، بسیاری از ما در پشت چهره های شاد و بذله گویی هایمان، غرق در وحشتیم. می‌ترسیم مبادا شغل، پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم. از پیر شدن می‌ترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن؛

 

به این خاطر است که رفتارهایمان این چنین جنون آساست؛ و دوای دردمان چیست؟

محبت دیدن، دوست داشته شدن.

 

اندرو متیوس

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 9
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: اندرو متیوس , چت , چتروم فارسی , نوشته های بزرگان , از بزرگان , سئو , اموزش سئو , رمان , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : شنبه 10 تير 1396 | ساعت : 10:57 PM

عطر چشمان او،روزبه معین

نوشته های بزرگان

می آید روزی که در تراس خانه ات، روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی

آن روز دیگر نه باران خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه آرام دلت می اندازد،

سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!

کنار روزمرگی هایت، یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شده اند 

لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک می کنی،

اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد می زند!

شباهت اسمی بود...

تو آرام فنجانت را کمی پایین می آوری، لبخند کوچکی می زنی و دوباره چایت را می نوشی،

من به همان لبخند زنده ام

عطر چشمان او📚

 #روزبه_معین

|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6

بازدیدها: 157
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: چت , چتروم بزرگ , چت روم فارسی , کافی چت , عسل چت , عسل چت اصلی , عطر چشمان او , روزبه معین ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : شنبه 10 تير 1396 | ساعت : 10:52 PM

سیگار

دل نوشته های سنگین

به نظرم سیگار آنچنان هم بد نیست، درسته بیماری های زیادی می آره ولی دشمن باحالیه. حداقلش اینه که در جواب پک هایی که بهش می زنی نمیگه درست میشه یا این که چی بگم والا ! پا به پات میسوزه.

 

#روزبه_معین

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 11
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: روزبه معین , دل نوشته , سیگار , سیگار کشیدن , اشعار , چت , چتروم بزرگ , چت روم فارسی , کافی چت , عسل چت , عسل چت اصلی ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 9:2 PM

زان لحظه که دیده بررخت واکردم

اشعار حمید مصدق


زان لحظه که دیده بررخت واکردم
دل دادم و شعر عشق انشاء کردم

نی، نی غلطم، کجا سرودم شعری
تو شعر سرودی و من امضاء کردم

"حمید مصدق"

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 9
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: زان لحظه که دیده بررخت واکردم , اشعار حمید مصدق , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 8:59 PM

دلم از مهر تو آکنده هنوز

اشعار حمید مصدق

 

اما من و تو

دور از هم می پوسیم

غمم از وحشت پوسیدن نیست

غمم از زیستن بی تو در این لحظه ی پُر دلهره است

گفته بودند که "از دل برود یار چو از دیده برفت"

سالها هست که از دیده ی من رفتی لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز

دفتر عمر مرا

دست ایام ورق‌ها زده است

زیر بار غم عشق

قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما

همچنان روز نخست

تویی آن قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی

منم آن عاشق بازنده هنوز

آتش عشق، پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می بینند

زیر خاکستر جسمم باقیست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز.

 

"حمید مصدق"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 9
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: دلم از مهر تو آکنده هنوز , اشعار حمید مصدق , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 8:55 PM

در میان من و تو فاصله هاست

اشعار حمید مصدق

 

در میان من و تو فاصله هاست

گاه می اندیشم

می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دست‌های تو توانایی آن را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشم‌های تو

به من می بخشد شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

حمید مصدق

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 18
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: در میان من و تو فاصله هاست , اشعار حمید مصدق , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 8:51 PM

خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟

شعر معاصر،حمید مصدق

 

گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا
از کسی می‌شنوی

روی تو را کاشکی می‌دیدم.
شانه بالازدنت را،
 -
بی قید  -
و تکان دادن دستت که،
- مهم نیست زیاد  -
و تکان دادن سر را که
-
عجیب! عاقبت مرد؟
 -
افسوس!
کاشکی میدیدم.
من با خود می گویم
چه کسی باور کرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاکستر کرد!؟

 

"حمید مصدق"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 16
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: اشعار حمید مصدق , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت , خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 8:45 PM

اگر تو باز نگردی

شعر معاصر،حمید مصدق

ــــــــــــــــــــــ

اگر تو باز نگردی

امید آمدنت را به گور خواهم برد

و کس نمی داند

که در فراق تو دیگر

چگونه خواهم زیست

چگونه خواهم مرد!

 

"حمید مصدق"

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 8
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: حمید مصدق , اگر تو باز نگردی , اشعار حمید مصدق , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 9:26 AM

خورشید در چشمت

شعر معاصر، علی قاضی نظام

ـــــــــــــــــــــــ

انعكاسِ نورِ خورشيدِ
اولِ صبح در چشمانت
خوشبختي ام را ترسيم ميكند!
چشم باز ميكنى؟

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5

بازدیدها: 14
موضوعات: نوشته های بزرگان , علی قاضی نظام ,
برچسب‌ها: خورشید در چشمت , علی قاضی نظام , انعكاسِ , خورشيدِ , چشمانت , خوشبختي , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 06 تير 1396 | ساعت : 2:59 PM

پرکن پیاله را

اشعار جدید,شعر

_______

پرکن پیاله را

که این آب آتشین

دیری است ره به حال خرابم نمی برد

این جام ها

که در پی هم می شود تهی

دریای آتش است که ریزم به کام خویش

گرداب می رباید و آبم نمی برد...

 

من با سمند سرکش و جادویی شراب

تا بیکران عالم پندار رفته ام

تا دشت پر ستاره اندیشه های ژرف

تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی

تا کوچه باغ خاطره های گریز پا

تا شهر یادها

دیگر شراب هم جز تا کنار بستر خوابم نمی برد

پر کن پیاله را

 

هان

ای عقاب عشق

از اوج قله های مه آلوده دور دست

پرواز کن

به دشت غم انگیز عمر من

آنجا ببر مرا که شرابم نمی برد

آن بی ستاره ام که عقابم نمی برد

 

در راه زندگی

با این همه تلاش و تقلا و تشنگی

با این که ناله میکشم از دل

که آب... آب

دیگر فریب هم به سرابم نمی برد!

پر کن پیاله را...

 

 "فریدون مشیری"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 11
موضوعات: نوشته های بزرگان , فریدون مشیری ,
برچسب‌ها: اشعار جدید , شعر , پرکن پیاله را , فریدون مشیری , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 06 تير 1396 | ساعت : 1:10 AM

شعله رمیده

فروغ فرخزاد,اشعار جدید

_______________

می بندم این دو چشم پر آتش را
تا ننگرد درون دو چشمانش
تا داغ و پر تپش نشود قلبم
از شعله نگاه پریشانش
می بندم این دو چشم پر آتش را
تا بگذرم ز وادی رسوایی
تا قلب خامشم نکشد فریاد
رو می کنم به خلوت  و تنهایی
ای رهروان خسته چه می جویید
در این غروب سرد ز احوالش
او شعله رمیده خورشید است
بیهوده می دوید به دنبالش
او غنچه شکفته مهتابست
باید که موج نور بیفشاند
بر سبزه زار شب زده چشمی
کاو را به خوابگاه گنه خواند
باید که عطر بوسه خاموشش
با ناله های شوق بیآمیزد
در گیسوان آن زن افسونگر
دیوانه وار عشق و هوس ریزد
باید شراب بوسه بیاشامد
ازساغر لبان فریبایی
مستانه سر گذارد و آرامد
بر تکیه گاه سینه زیبایی
ای آرزوی تشنه به گرد او
بیهوده تار عمر چه می بندی
روزی رسد که خسته و وامانده
بر این تلاش بیهده می خندی
 آتش زنم به خرمن امیدت
با شعله های حسرت و ناکامی
ای قلب فتنه جوی گنه کرده
شاید دمی ز فتنه بیارامی
می بندمت به بند گران غم
تا سوی او دگر نکنی پرواز
ای مرغ دل که خسته  و بی تابی
دمساز باش با غم او ‚ دمساز

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 2
موضوعات: نوشته های بزرگان , فروغ فرخزاد ,
برچسب‌ها: فروغ فرخزاد , اشعار جدید , شعله رمیده , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 06 تير 1396 | ساعت : 0:54 AM

عصیان خدایی

فروغ فرخ زاد,اشعار جدید

نیمه شب گهواره ها آرام می جنبند
 بی خبر از کوچ درد آلود انسانها
باز هم دستی مرا چون زورقی لرزان
می کشد پاروزنان در کام طوفانها

چهره هایی در نگاهم سخت بیگانه

 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 9
موضوعات: نوشته های بزرگان , فروغ فرخزاد ,
برچسب‌ها: فروغ فرخزاد , عصیان خدایی , شعر , چت , چتروم , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 05 تير 1396 | ساعت : 11:18 PM

در این سرای بی کسی

شعر,اشعار جدید,هوشنگ ابتهاج

درين سراي بي کسي اگر سري در آمدي
هزار کاروان دل ز هر دري در آمدي
ز بس که بال زد دلم به سينه در هواي تو
اگر دهان گشودمي کبوتري در آمدي
سماع سرد بي غمان خمار ما نمي برد
به سان شعله کاشکي قلندري در آمدي
خوشا هواي آن حريف و آه آتشين او
که هر نفس ز سينه اش سمندري در آمدي
يکي نبود ازين ميان که تير بر هدف زند
دريغ اگر کمان کشي دلاوري در آمدي
اگر به قصد خون من نبود دست غم چرا
از آستين عشق او چون خنجري در آمدي
فروخليد در دلم غمي که نيست مرهمش
اگر نه خار او بدي به نشتري در آمدي
شب سياه اينه ز عکس آرزو تهي ست
چه بودي از پري رخي ز چادري در آمدي
سرشک سايه ياوه شد درين کوير سوخته
اگر زمانه خواستي چه گوهري در آمدي

هوشنگ ابتهاج

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان , هوشنگ ابتهاج ,
برچسب‌ها: چت , شعر , ابتهاج ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 02 تير 1396 | ساعت : 5:0 PM

بیا  آرام
در خیالم بنشین
میخواهم
از صدای نفس هایت
غزلی تازه بسازم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 6
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: نفس , ماجد , جملک , چت , چتروم , چت کافی , کافی چت , چت شلوغ , شلوغ , چتروم فارسی , رمان , رمان جدید , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 02 تير 1396 | ساعت : 4:52 PM

مرا با حقيقت آزار بده !!!
ولي هيچوقت با دروغ آرومم نكن…

برای گفتن حقیقت همیشه شهامت داشته باش…

حتی اگر بیانگر فاصله ها و جدایی باشد…

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: مرا با حقيقت آزار بده , نوشته های بزرگان , چت , چت شلوغ , شلوغ چت , چتروم , چت روم , چت فارسی , جان شیفته ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 02 تير 1396 | ساعت : 4:49 PM

ما اغلب بى حوصله ترين آدمهاى روى زمين ميشويم؛
اينكه ديگران چقدر از ما انرژىِ منفى بگيرند اصلاً برايمان مهم نيست،
مهم خودمانيم و بس!
همان نيسانى ميشويم كه در جاده ها،
خاكى را به آسفالت ترجيح ميدهند…
حتى به قيمتِ خفه كردنِ ديگران!

علي قاضي نظام

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5

بازدیدها: 6
موضوعات: نوشته های بزرگان , علی قاضی نظام ,
برچسب‌ها: علی قاضی نظام , ما اغلب بى حوصله ترين آدمهاى روى زمين ميشويم , جملات ناب , جملک , دل نوشته های علی قاضی نظام , چت , چتروم , چت فارسی , چتروم فارسی , چت روم شلوغ , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1396 | ساعت : 11:18 PM
همگان به جست‌ و جوي خانه مي‌ گردند
من کوچه‌ ي خلوتي را مي‌ خواهم
بي‌ انتها براي رفتن
بي‌ واژه براي سرودن
و آسماني براي پرواز کردن
عاشقانه اوج گرفتن
رها شدن

سيد علي صالحي
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 2
موضوعات: نوشته های بزرگان , سید علی صالحی ,
برچسب‌ها: سید علی صالحی , جملات بزرگان , همگان به جست‌ و جوي خانه مي‌ گردند ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 10:0 AM

آمده از جایی دور، اما زاده زمین ام

آمده از جایی دور،
اما زاده زمین ام.
امانت دار آب و گیاه،
آورنده آرامش و
اعتبار امیدم.

من به نام اهل زمین است
که زنده ام.

زمین
با سنگ ها و سایه هایش،
من
با واژه ها و ترانه هایم،
هر دو
زیستن در باران را
از نخستین لذت بوسه آموخته ایم.

زمین
در تعلق خاطر من و
من در تعلق خاطر تو
کامل ام.
ما
همه
اگرچه زاده سرزمین تخیل و ترانه ایم،
اما سرانجام
به آغوش و بوسه های مگوی باز خواهیم گشت.

 

"سیدعلی صالحی"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 6
موضوعات: نوشته های بزرگان , سید علی صالحی ,
برچسب‌ها: آمده از جایی دور، اما زاده زمین ام , سید علی صالحی , رمان , چتروم , چت فارسی ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 9:56 AM

آتش و آهن


تو همواره اسرارآمیزی و غافلگیر کننده

و با هر روزی که می گذرد
مرا بیشتر اسیر خودت می کنی
اما ای دوست جدی من
احساس من به تو
نبرد آتش و آهن است .

"آنا آخماتووا"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 7
موضوعات: نوشته های بزرگان , آنا آخماتووا ,
برچسب‌ها: آتش و آهن , اشعار آنا آخماتووا , چچت , رمان , دانلود رمان , چتروم , چت فارسی , خاطره چت , چت خاطذه , چت شلوغ , کافی چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 9:20 AM

خداحافظ گاری کوپر

شما می‌دانید مغولستان خارجی کجاست؟ حتما می‌دانید! منتها ممکن است به این ناکجا آباد خودتان یک اسم دیگری داده باشید. این اسم را «لنی» روی ناکجا آباد خودش گذاشته. لنی یک جوان آمریکایی است که برای فرار از جنگ ویتنام به صورت غیر قانونی به سوئیس آمده و آن جا دارد برای خودش اسکی بازی می‌کند و عاشق تنهایی است. او دوست دارد کمتر کسی زبان انگلیسی بلد باشد و فکر می‌کند که عشق کار آدم‌ها را تمام می‌کند و از وابستگی بدش می‌آید و از پلیس بدش می‌آید. از خیلی چیزهای دیگر هم بدش می‌آید؛ فقط اسکی کردن را دوست دارد و عکس گاری کوپر را توی جیبش دارد و هر از چند گاهی آن را در می‌آورد و نگاه می‌کند و می‌گوید که مرگ گاری کوپر، مرگ معصومیت و مردانگی و خیلی چیزهای دیگر بوده. خودش هم برای فرار از دردسر همیشه دروغ می‌گوید و یک پا هولدن کالفیلد است، منتها بیشتر از هولدن جمله قصار توی چنته اش دارد و هنوز نمی‌داند روزگار چه بازی ای قرار است به سرش بیاورد و آشنایی با جس کارش را تمام می‌کند. عشق از همه چیز محکم تر است و جس را که می‌خواسته سر لنی کلاه بگذارد دوباره پیش او می‌کشاند و آن وقت دیگر لنی به مغولستان خارجی هم فکر نمی‌کند و خیلی چیز‌های دیگر و خیلی حرف‌های دیگر و...

رمانی که باید قبل از مرگ ان را بخوانیم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 9
موضوعات: نوشته های بزرگان , معرفی کتاب , معرفی و نقد رمان ,
برچسب‌ها: خداحافظ گاری کوپر , دانلود رمان , چت , چتروم , چت فارسی ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 11:9 PM

 هنگام که گریه می دهد ساز

_______________

هنگام که گریه می دهد ساز

این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی می زند مشت
زان دیر سفر که رفت از من
غمزه زن و عشوه ساز داده
دارم به بهانه های مانوس
تصویری از او بر گشاده
لیکن چه گریستن چه طوفان؟
خاموش شبی است هر چه تنهاست
مردی در راه می زند نی
و آواش فسرده بر می آید
تنهای دگر منم که چشمم
طوفان سرشک می گشاید
هنگام که گریه می دهد ساز
این دود سرشت ابر بر پشت
هنگام که نیل چشم دریا
از خشم به روی می زند مشت.

 

"نیما یوشیج"

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان , نیما یوشیج ,
برچسب‌ها: نیما یوشیج , نیما , چت , چتروم , چت روم فارسی , رمان , دانلد رمان جدید , عسل چت , خاطره چت , کافی چت , محبوب چت , هنگام که گریه می دهد ساز ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 11:6 PM

تو را من چشم در راهم

___________________

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

که می گیرند در شاخ تَلاجَن سایه ها رنگ سیاهی

وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم

تو را من چشم در راهم

شباهنگام

در آن دم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند

در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام

گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی کاهم

تو را من چشم در راهم.

 

"نیما یوشیج" (علی اسفندیاری)

زمستان ۱۳۳۶

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 15
موضوعات: نوشته های بزرگان , نیما یوشیج ,
برچسب‌ها: تو را من چشم در راهم , نیما یوشیج , نیما , چت , چتروم , چت روم فارسی , رمان , دانلد رمان جدید , عسل چت , خاطره چت , کافی چت , محبوب چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 11:3 PM

صدای من

نسیم خنکی

که موهایت را تکان می دهد

صدای من است

بارها از تو می گذرد و

تو او را نخواهی شناخت!

 

"نیما یوشیج"

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان , نیما یوشیج ,
برچسب‌ها: نیما یوشیج , دانلود رمان , رمان , اشعار نیما , چت , چت روم , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 10:59 PM

نامه‌های عاشقانه نیما یوشیج

 

عزیزم !

به من سخت می گذرد که تو تب کنی. کاش تمام حرارت ها یک جا جمع می شد و بجای اینکه ذره ئی به اندام تو نزدیک شود، قلب سمج مرا می سوزانید. با اینکه این همه مردمان شریر وجود دارند که کارشان به گمراه کردن معصومین می گذرد، آیا تب مقری در آنها پیدا نکرد که به تو حمله برد؟ از شدت فکر و آلام باطنی حس می کنم  دچار یک ضعف و خفگی قلبی شده ام. آه! کاش یک دفعه آتش می گرفتم. با وجود این، تمام حواسم پیش توست. چه چیز بیشتر از این قلب را به مصائب نزدیک می کند که انسان زود دوست بدارد، زود تسلیم بشود، و از این گذشته کدام بد بختی بزرگتر از این است که شخص...

تو تب داری، نمی خواهم حرف بزنم، ولی تب تمام می شود و باید بدانی در این مواصلت به کار مهمی که خیلی ها آرزو داشته اند اقدام کرده ای و تاریخ و آینده به تو نگاه می کند.

عالیه ! عالیه جز من و توکسی در بین نیست. همه جا تاریک، همه جا مجهول، به من اجازه بده امشب پیش تو بیایم !

نیما ، ۲۵ اردیبهشت ۱۳۰۵

 

"نیما یوشیج"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 4
موضوعات: نوشته های بزرگان , نیما یوشیج ,
برچسب‌ها: نیما یوشیج , نیما , نامههای عاشقانه ی نیما یوشیج , چت , چتروم , چت روم فارسی , رمان , دانلد رمان جدید , عسل چت , خاطره چت , کافی چت , محبوب چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:41 AM

 هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید ، هرچند راه سخت و ناهموار باشد.
و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپارید ، هر چند که تیغهای پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند.
و هر زمان عشق با شما سخن گوید او را باور کنید ، هرچند او رویاهای شما را چون باد مغرب درهم کوبد و باغ شما را خزان کند. زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می‌نهد به صلیب نیز می‌کشد.
و چنانکه شما را می‌رویاند شاخ و برگ شما را هرس می‌کند
و چنانکه تا بلندای درخت وجودتان بالا می‌رود و ظریفترین شاخه های شما را که در آفتاب می رقصند نوازش می‌کند.
همچنین تا عمیق‌‌ترین ریشه‌های شما پایین می‌رود و آنها را که به زمین چسبیده‌اند تکان می‌دهد.
عشق شما را چون خوشه‌های گندم دسته می‌کند.
آنگاه شما را به خرمن کوب از پرده خوشه بیرون می‌آرود.
و سپس به غربال باد دانه را از کاه می‌رهاند.
و به گردش آسیاب می سپارد تا آرد سپید از آن بیرون آید.
سپس شما را خمیر می‌کند تا نرم و انعطاف پذیر شوید ، و بعد از آن شما را بر آتش مقدس می‌نهد تا برای ضیافت مقدس خداوند نان مقدس شوید.

عشق با شما چنین رفتار می‌کند تا به اسرار قلب خود معرفت یابید و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزیی از آن شوید.

...

"عشق / از کتاب پیامبر / جبران خلیل جبران / ترجمه حسین الهی قمشه‌ای"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 2
موضوعات: نوشته های بزرگان , جبران خلیل جبران ,
برچسب‌ها: عشق از نگاه خلیل جبران , چت , چتروم , چت روم قارسی , رمان , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:36 AM

از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای؟

 

پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است،

پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:

راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!

گفت: تو اشتباه می‌کنی!

زیرا کسی نمی‌تواند چنین لذتی را ببرد،

مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!

 

"جبران خلیل جبران"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان , جبران خلیل جبران ,
برچسب‌ها: جیران خلیلی جبران , دانلود رمان , رمان , رمان جدید , مترسک , جت , چت , چتروم ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:32 AM

در اول فوریه 1912، پس از یک دوره کار طاقت فرسا، جبران به ماری نوشت:

 به نظر می رسد که من با تیری در قلبم متولد شده ام!

تیری که تحمل فشار آن در قلب دردناک است

و خارج کردن آن تیر دردآور...

 

"جبران خلیل جبران"

 

از کتاب: دلتنگی های پنهان / نشر جیحون / قطع A5

ترجمه و گردآوری: مهرداد انتظاری

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 1
موضوعات: نوشته های بزرگان , جبران خلیل جبران ,
برچسب‌ها: تیری در قلب , جبران خلیل جبران , جبران , خلیل , رمان , دانلود , چت , چتروم , عسل ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:21 AM

وای باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه
کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رویای فراموشیهاست
خواب را دریابم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها میبینم
و ندایی که به من میگوید
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن میبیندمهر در صبحدمان داس بدست
خرمن خواب مرا میچیند
آسمانها آبی
پر مرغان صداقت آبیست
دیده در آینه صبح تو را میبیند
از گریبان تو صبح صادق
می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاس منی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه
از آن پاک تری
تو بهاری
نه بهاران از توست
از تو میگیرد وام
هر بهار این همه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ بهارانم تو

حمید مصدق

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 3
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: حمید مصدق , باران , وای باران , تو گل سرخ منی , حمید , مصدق , گل سرخ من , رمان , دانلود رمان , چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:13 AM

اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو دراین لحظه پر دلهره است

 

دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا این دریا
پر خواهم زد خواهم مرد

غم تو این غم شیرین را
با خود خواهم برد

حمید مصدق

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 3
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: غم شیرین , حمید مصدق , حمید , مصدق , چت , چتروم , چت روم فارسی , کافه چت , شلوغ چت , چتروم شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 1:2 AM

ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نیامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است...این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است .

رونوشت ، بدون اصل , نادر ابراهیمی

 

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5

بازدیدها: 11
موضوعات: نوشته های بزرگان , نادر ابراهیمی ,
برچسب‌ها: رونوشت , بدون اصل , چت , نادر ابراهیمی , جملات زیبای نادر ابراهیمی , دل نوشته , چتروم , کافی چت , عسل چت , برای ورود به چت کلی کنید , شلوغ چت , چت شلوغ , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 1:0 AM

شاید،شاید که  ما نیز عروسک های کوکی یک تقدیر بوده ایم.

ما هرگز از آن چه نمی دانستیم و از کسانی که نمی شناختیم ترسی نداشتیم.ترس،سوغات آشنایی هاست

هیچ پایانی به راستی پایان نیست.در هر سرانجام،مفهوم یک آغاز نهفته است.

چه کسی میتواند بگوید "تمام شد" و دروغ نگفته باشد

 

بار دیگر شهری که دوست می داشتم _ نادر ابراهیمی

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 33
موضوعات: نوشته های بزرگان , نادر ابراهیمی ,
برچسب‌ها: نادر ابراهیمی , جملات نادر ابراهیمی , بار دیگر شهری که دوست میداشتم , چت , چتروم , دانلد رمان , جملات بزرگان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 0:44 AM

ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم،
نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر،

ما باید وجودمان و نفس کشیدنمان، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود...

ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان،
گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند.......

"نادر ابراهیمی"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 11
موضوعات: نوشته های بزرگان , نادر ابراهیمی ,
برچسب‌ها: ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم , نادر ابراهیمی , جملات نادر ابراهیمی , چت , چتروم , کافی چت , چت فارسی , رمان , دانلود رمان جدید ,
تعداد صفحات : 2 | 1 2 صفحه بعد
آمار وبلاگ
کل مطالب : 138
کل نظرات : 3
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2


بازدید امروز : 16
باردید دیروز : 46
بازدید هفته : 116
بازدید ماه : 566
بازدید سال : 3,465
بازدید کلی : 9,552