close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان بلندای زندگی

رمانخونه | دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان بلندای زندگی نام رمان : بلندای زندگی نویسنده : *الف* تعداد صفحات : ۴۷۹ خلاصه داستان : پری دختریه که در زندگی هدف مهمی داره. یک هدف بزرگ و عالی و برای رسیدن به هدفش مجبور به انتخاب میشه. انتخابی که منجر به یک ازدواج میشه … ازدواجی که همه ی زندگیش رو تحت شعاع قرار میده.…

درباره من

سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا سرت را آنقدر پایین نگه دار که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد دستت که به دامنش رسید... از عفت بر باد رفته دنیا بگو گریه هایت را کش بده تا دوباره خدا بودنش را باور کند تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد فقط یادت باشد به روی خودت هم نیاوری کسانی روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند که صندلی خالی اش را وجب به وجب سند زده اند ... ! خدایا معصومیت کودکی را به ما بازگردان..
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 02 تير 1396 | ساعت : 4:31 PM

دانلود رمان بلندای زندگیImage result for ‫عکس کتاب‬‎

نام رمان : بلندای زندگی
نویسنده : *الف*
تعداد صفحات : ۴۷۹

خلاصه داستان :

پری دختریه که در زندگی هدف مهمی داره. یک هدف بزرگ و عالی و برای رسیدن به هدفش مجبور به انتخاب میشه. انتخابی که منجر به یک ازدواج میشه … ازدواجی که همه ی زندگیش رو تحت شعاع قرار میده.
داستان پری، داستان انتخاب های درست و غلطه. داستان قضاوت ها و لجاجت ها. داستان دختریه که در عین داشتن دوست و خانواده تنهاست. پری قراره بال بگیره و رشد کنه. مهم این جاست که پری بتونه سربلند از انتخابش بیرون بیاد. آیا پری موفق میشه؟

با تشکر از *الف* عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

این روزها عجیب دلش گرفته بود یه نگاه به دیروز و یه نگاه به امروزش اونو از رسیدن فردا می ترسوند. به سرش زده بود چشماش رو ببنده و به هیچ چیز نگاه نکنه. نه دیروز و نه امروز تا دل نگران فرداها نباشه.
زانوهایش را در شکمش تا کرده بود ،آرنجهایش را روی زانوهایش نهاده و سرش میان دستانش اسیر شده بود. تیک تاک ساعت مچیش روی اعصابش رژه میرفت ولی حس جابجایی نداشت. آلارم گوشیش به صدا در آمد و این یعنی ۲ ساعت معطل مانده بود تا او را ببیند.
کلافه پوفی کشید و بلند شد . خاک روی لباسش را تکاند .جای بچه های گروه خالی بود تا به حرکتش بخندند. “ورزشکار باید خاکی باشه” عقب گرد کرد و راه بازگشت را در پیش گرفت .به راستی که تنهایی ،کوه آمدن برایش لذتی نداشت.
به مسیر ماشین رو که رسید سر چرخاند تا پژوی آشنای همیشگی را ببیند اما نه!! نه دیگر پژویی بود و نه راننده پژویی . در افکارش غوطه می خورد که صدای بوق ماشین عقبی از جا پراندش. مکثی کردٰ چهره آشنای راننده اعصاب خط خطیش را باز هم خط انداخت. اندیشید: “بازم که اینه!! لعنت به اقبال بلندت پری”
صدا ،گوش آزار برگوشش نشست:
-می خواستی خودکشی کنی اون بالا بهتر بود! چرا می خوای روز جمعه ی مردمو خراب کنی؟
می خواست جوابش را بدهد که صدای موبایل هر دو همزمان بلند شد. این همزمانی ، همزمانی دوم را به دنبال کشید. هر دو همزمان پاسخ داده بودند:
-بله؟

 

دانلود کتاب با فرمت PDF

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 0
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه ,
برچسب‌ها: رمان ایرانی , رمان و داستان , دانلود رمان بلندای زندگی , چت , چتروم , چت شلوغ , کافی , اهنگ , دانلود اهنگ , دانلود اهنگ جدید , دانلود رمان های عاشقانه , دانلود عکس نوشته , جملک , جملک های عاشقانه , نوشته ی بزرگان , رمان , مودب پور , الف , رمان های مودب پور ,
نظرات برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آمار وبلاگ
کل مطالب : 138
کل نظرات : 3
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2


بازدید امروز : 49
باردید دیروز : 8
بازدید هفته : 107
بازدید ماه : 292
بازدید سال : 1,895
بازدید کلی : 7,982