close
تبلیغات در اینترنت
زان لحظه که دیده بررخت واکردم

رمانخونه | دانلود رمان عاشقانه

زان لحظه که دیده بررخت واکردم اشعار حمید مصدق زان لحظه که دیده بررخت واکردم دل دادم و شعر عشق انشاء کردم نی، نی غلطم، کجا سرودم شعری تو شعر سرودی و من امضاء کردم "حمید مصدق"  

درباره من

سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا سرت را آنقدر پایین نگه دار که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد دستت که به دامنش رسید... از عفت بر باد رفته دنیا بگو گریه هایت را کش بده تا دوباره خدا بودنش را باور کند تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد فقط یادت باشد به روی خودت هم نیاوری کسانی روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند که صندلی خالی اش را وجب به وجب سند زده اند ... ! خدایا معصومیت کودکی را به ما بازگردان..
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 9:2 PM

زان لحظه که دیده بررخت واکردم

اشعار حمید مصدق


زان لحظه که دیده بررخت واکردم
دل دادم و شعر عشق انشاء کردم

نی، نی غلطم، کجا سرودم شعری
تو شعر سرودی و من امضاء کردم

"حمید مصدق"

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: زان لحظه که دیده بررخت واکردم , اشعار حمید مصدق , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نظرات برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی
آمار وبلاگ
کل مطالب : 138
کل نظرات : 3
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2


بازدید امروز : 9
باردید دیروز : 15
بازدید هفته : 66
بازدید ماه : 669
بازدید سال : 3,726
بازدید کلی : 11,510