close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان به سادگی

رمانخونه | دانلود رمان عاشقانه

دانلود رمان به سادگی دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان نام رمان : به سادگی نویسنده : تسنیم تعداد صفحات : ۴۰۹ خلاصه داستان : راجع به دختری به نام فدرا هست … دانشجوی روانشناسی و با مادرش زندگی میکنه . داستان از یک نقطه عطف تو زندگی فدرا شروع میشه و عاشقانه هایی که براش اتفاق میفته … با تشکر از تسنیم عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا . قسمتی از متن رمان : دومین بار بود که تنهایی پله های هواپیما را بالا میرفتم ….۱۰ سال بزرگتر شده بودم اضطراب تنهایی هم ۱۰ سال بزرگتر شده…

درباره من

سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا سرت را آنقدر پایین نگه دار که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد دستت که به دامنش رسید... از عفت بر باد رفته دنیا بگو گریه هایت را کش بده تا دوباره خدا بودنش را باور کند تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد فقط یادت باشد به روی خودت هم نیاوری کسانی روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند که صندلی خالی اش را وجب به وجب سند زده اند ... ! خدایا معصومیت کودکی را به ما بازگردان..
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 9:19 PM

دانلود رمان به سادگی

دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام رمان : به سادگی
نویسنده : تسنیم
تعداد صفحات : ۴۰۹

خلاصه داستان :

راجع به دختری به نام فدرا هست … دانشجوی روانشناسی و با مادرش زندگی میکنه . داستان از یک نقطه عطف تو زندگی فدرا شروع میشه و عاشقانه هایی که براش اتفاق میفته …
با تشکر از تسنیم عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

دومین بار بود که تنهایی پله های هواپیما را بالا میرفتم ….۱۰ سال بزرگتر شده بودم اضطراب تنهایی هم ۱۰ سال بزرگتر شده بود اما جنسش فرق داشت ……۱۰ سال پیش ۱۳ ساله بودم بابا سوار هواپیمایم کرده .میرفتم کرمان که راننده بیاید دنبالم و مرا ببرد بم….مامان ۳ ماه بود که بم بود …از طرف سازمان ملل رفته بود برای کمک به زلزله زده ها…..کنار خانم روس چشم ابی کنار پنجره ی هواپیما نشسته بودم ،در ذهنم برنامه میریختم تا برسیم برایش انگلیسی صحبت کنم …..۲ دقیقه نشد که اقای سیبیل کلفت امد بالای سرم گفت اشتباه جایش نشستم ،شمارهام را نگاه کردم دیدم بله!حق داشت .رفتم سر جایم.ناراحتی نداشت همان فدر که من دوست داشتم کنار خانم چشم ابی بنشینم او هم دوست داشت!
حالا ۲۳ سالم بود می دانستم باید از روی کارت پرواز سر جایم بنشینم،کرمان هم نمیرفتم .از طرف مامان باید میرفتم سوییس ،قرارداد امضا می کردم و دوره ی حقوق بشر می گذراندم .از پنجره باند فرودگاه را نگاه میکردم .این بار بابا دیگر نبود که سوار هواپیمایم کند.برایم مهم نبود خانم چشم ابی کنارم باشد یا اقای سیبیل کلفت ،دوست داشتم صندلی کنارم اشغال نشود.قرار بود سینا بیاید فرودگاه دنبالم ،پسر دوست مامان بود ،او ر هم ۱۰ سال پیش بم دیده بودم ،۱۰ سال پیش دانشجوی پزشکی عمومی بود ،از سوییس امده بم کمک رسانی.۱۳ سالم بود عاشقش شده بودم.رویا هم بافته بودم.با لباس عروس کنارسینا.دکتر بود ،خوش قیافه و خوش تیپ هم بود.با شاهزاده سوار بر اسب مو نمی زد.حالا ۱۰ سال گذشته بود تخصص روانپزشکیش را هم گرفته بود .اما دیگر ۲۳ سالم بود میدانستم ۱۰ سال در سوییس منتظر نمانده من بزرگ شوم ،می دانستم با چند نفری دوست بوده و به جایی نرسیده .از سوییس زنگ میزد ،برای مامان تعریف می کرد.

دانلود کتاب با فرمت PDF

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 14
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های کاربری ,
برچسب‌ها: دانلود بهترین رمان ایرانی , دانلود بهترین رمان سال , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت , دانلود رمان به سادگی ,
نظرات برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آمار وبلاگ
کل مطالب : 138
کل نظرات : 3
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2


بازدید امروز : 5
باردید دیروز : 111
بازدید هفته : 133
بازدید ماه : 530
بازدید سال : 2,765
بازدید کلی : 8,852