close
تبلیغات در اینترنت
دانلود رمان

رمانخونه | دانلود رمان عاشقانه

متن های نادر ابراهیمی,بار دیر شهری که دوست میداشتم,چت,چتروم,شلوغ چت,مهر چت,دانلود رمان,دانلود اهنگ جدید

درباره من

سجاده ات را بگیر سمت بی کسی های خدا سرت را آنقدر پایین نگه دار که چشمت به حواس از نفس افتاده اش نیافتد دستت که به دامنش رسید... از عفت بر باد رفته دنیا بگو گریه هایت را کش بده تا دوباره خدا بودنش را باور کند تا شاید دستی به سر و روی دنیا بکشد فقط یادت باشد به روی خودت هم نیاوری کسانی روی غیبتش آنقدر حساب کرده اند که صندلی خالی اش را وجب به وجب سند زده اند ... ! خدایا معصومیت کودکی را به ما بازگردان..
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 09 اسفند 1396 | ساعت : 3:9 PM

دانلود رمان شکار خون آشام

جلد سوم رمان شیفت خون آشام

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده :  تیم اوروک

تعداد صفحات : 293

ژانر : #عاشقانه #ترسناک

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان :

بعد از اتفاقاتی که در عمارت هالووید افتاد هادسون و دوستانش به دنبال کایلا و فرار از خون آشام‌ها و ومپایرس‌ها، سر از کوهستان کامبریا درمی‌آورند. طی این مدت بخاطر ومپایرس‌ها که هر حرکت‌شان را پیش بینی می‌کنند، اعتماد میان هادسون و دوستانش خدشه‌دار می‌شود و...

 

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 6
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان کل کلی , دانلود رمان جنایی , دانلود رمان ترسناک , دانلود رمان عاشقانه ,
برچسب‌ها: دانلود رمان شکار خون آشام ، دانلود رمان شکار خون آشام اندروید ، دانلود رمان شکار خون آشام pdf ، دانلود رمان شکار , رمانخونه , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 09 اسفند 1396 | ساعت : 2:27 PM

دانلود رمان همسایه پری

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده :  افسون امینیان

تعداد صفحات : 445

ژانر : #عاشقانه #پلیسی ‎Image result for ‫عکس کتاب‬‎

 

خلاصه رمان :

قصه ی دختری است به اسم پریناز که توی محله های جنوبی شهر زندگی میکند، پدرش یه مغازه دار ساده و مادرش زنی عامی است، روزمرگی برایش آهنگ یکنواختی سر میدهد تا اینکه همسایه ی جدیدی به کوچه ی آنها نقل مکان میکند که، بر حسب اتفاق همسایه ی دیوار به دیوارشان نیز هست .ورود این تازه واردین سر آغاز قصه خواهد شد.... 

پایان خـوش…

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 21 تير 1396 | ساعت : 11:15 AM

دانلود رمان بر خاک احساس قدم میگذارم

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : f@rnoosh76

تعداد صفحات : 630

ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #پلیسی

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان : 

بعضی وقتا..بعضی جاها..تو یه برهه زمانی اتفاقاتی میافته که میتونه یه زندگی رو عوض کنه..یه احساس رو..یه ارزو رو..یه اینده رو..
گاهی در اون برهه هرکاری که از دستت بربیاد انجام میدی..حتی اگه کل دنیا بر علیه تو بسیج بشن و نذارن تو به خواسته دلت برسی… بعضی جاها تو میشی پیروز میدون..و بعضی جاهای دیگه میشی بازنده و مجبوری خودت رو از گود کنار بکشی...ادامه مطلب ..

 

 

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 18 تير 1396 | ساعت : 3:32 PM

دانلود رمان درتمنای توام

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : رویا رستمی

تعداد صفحات : 406

ژانر : #عاشقانه

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان : 

داستان در مورد دختری به نام آلماست که به پسر داییش علاقه داره اما پسر

حتی حاضر نی نگاش کنه داییش پسرش رو مجبور می کنه با آلما نامزد بشه

اونا نامزد میشن اما به خاطر دلایلی نامزدی بهم میخوره و این سر آغاز

داستانه  ولی ورق برمیگرده…..پایان خوش

غرورم مهم است و عشق تو ..مرا می کشاند به هوسناکترین نقطه ایی که غروز مرده

می شود در پستوی افق نگاه زیبایت و من در عسلی چشمان به دنبال بی قراری تو تا جایی

می رم که لحظه ایی سست می شود وجود از اختیارت.

غرورم میشوی اگر...ادامه مطلب ..

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 18 تير 1396 | ساعت : 10:27 AM

آنکه میرود باید میرفته،عادل دانتیسم

آنکه میرود باید میرفته

اصلا برای رفتن آمده بود!

تو هم برو

تو هم خودت رااز لحظه هایش که هیچ

ازفکرش هم بگیر

توبایدتمامت بماند برای اوکه

تمامش

تنهاوتنها برای توست!

 

#عادل_دانتیسم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 19
موضوعات: نوشته های بزرگان , عادل دانتیسم ,
برچسب‌ها: آنکه میرود باید میرفته،عادل دانتیسم , نوشته های عادل دانتیسم , چتروم , چت , چتروم فارسی عسل , شلوغ چت , چتروم شلوغ , رمان , دانلود رمان , رمان های رمانخونه , رمانخونه , دانلود , دانلود رمان جدید ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 16 تير 1396 | ساعت : 1:59 AM

دانلود رمان دو نقطه متقابل

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : زهرا طباطبایی

تعداد صفحات : 237

ژانر : #عاشقانه #کلکلی #ازدواج_اجباری

 

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان : 

دختر شاد و شوخ و سرحالی ، به نام نگین ستوده ، سال سوم گرافیک که خانواده ای چهار نفره داره …

نگین روزی متوجه می شه که شرکت پدرش و شریک پدرش ورشکست شده … اوضاع خانوادگیش بهم می ریزه و همه در

تکاپو و اضطراب هستن که پدر نگین و شریکش ، امید شمس ، تصمیم می گیرن تا از دوستی تقاضای کمک کنن .

امید شمس ، پسری جدی ، سرد و خشک که از هر موقعیتی برای تمسخر استفاده می کند … او پسر صمیمی ترین دوست..ادامه مطلب ..

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 16 تير 1396 | ساعت : 1:52 AM

دانلود رمان هیچکی مثل تو نبود

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : آرام رضایی

تعداد صفحات : 886

ژانر : #طنز #عاشقانه

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان : 

آنا مفخم تک دختر خانواده مفخم کارشناس ارشد معماریه. بی کار و جویای کار.
یه دختر شاد و سر زنده که با جدیت سعی میکنه مطابق میل پدرو مادرش رفتار کنه و اونها رو راضی نگه داره. اما چون اعتقادات و نظرات خانواده اش گاهی با اون یکی نیستن مجبوره زیر زیرکی کارهای خودشم بکنه.
تلاش اصلیش اینه که به گفته مادرش خانم باشه و چقدر سخته خانم بودن با توجه به داشتن کودک درون فعال و کمی بی حواسی.
در هر تلاش آنا برای خانم بودن باعث میشه که مدام سوتی بده و صحنه های جالبی ایجاد کنه …پایان خوش..ادامه مطلب ...

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : پنجشنبه 15 تير 1396 | ساعت : 8:25 AM

دانلود رمان اگه بدونی

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : niloo j0on

تعداد صفحات : 317

ژانر : عاشقانه , اجتماعی

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان :

درباره ی یه دختر که از یه خانواده متوسطه … دختری که بخاطر زندگی پدرش زندگی

خودشو تباه میکنه!!…. پدر سوگند قصه ما که یه راننده تاکسی سادست به جرم قتل محکوم به 

اعدام میشه در این بین پسر مقتول شرطی میذاره که این خانواده به کلی متعجب میشن!! ….پایان خوش

ادامه مطلب ...

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : پنجشنبه 15 تير 1396 | ساعت : 8:15 AM

دانلود رمان شهرزاد قصه گوی من

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : *SARINA*

تعداد صفحات : 172

ژانر : عاشقانه , اجتماعی
Image result for ‫عکس کتاب‬‎

 

خلاصه رمان :

همون جایی که شاهزاده قصه
همیشه دختر فقیر و می خواست
همون شهری که قد خود من بود
از این دنیا ولی خیلی بزرگتر 
نه ترس سایه بود نه وحشت باد
نه من گم می شدم نه یه کبوتر

شهرزاد…زاده ی این شهر بزرگ…کاش میدونستی این کارت چطور سرنوشتتو تغییر میده…کاش وارد اون خونه نمیشدی…کاش…

جلد دوم و سوم این رمان رو می تونید از کانال تلگرام رمان دانلود کنید...

برای ورود کلیک کنید

ادامه مطلب ...

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 14 تير 1396 | ساعت : 9:23 AM

دانلود رمان چشمان سرد

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : dream(رویا)

تعداد صفحات : 594

ژانر : عاشقانه ، پلیسی

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان : 

یک دختر تنها! بی کس! پیله تنهاییش را خودش تنیده! پیله اش سنگیست! اما سنگ هم فرو خواهد ریخت کافیست که جویباری عاشقانه نرم و لطیف از کنارش گذر کند! کجاست این جویبار؟

او مینوازد همچون اسمش طنین مینوازد تا درگیر و دار دنیا از ناملایماتش بگریزد!

او را خسته کرده اند. لبخند را از او گرفته برایش غم به ارمغان آورده اند …

کجایی جویبار باید تن او را غسل دهی . خسته در پی انتهای زندگیش راه میرود!

چندیست که کشتی شکسته قلبش پهلو نگرفته و تنها در دریای خروشان سرگردان است!

طنین اش را مییشنوی؟ نوای درد مینوازد! منتظر...پایان خوش...ادامه مطلب ...

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 12 تير 1396 | ساعت : 11:25 AM

دانلود رمان خانه مرگ

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : آر.ال.استاین

مترجم : شهره نورصالحی

تعداد صفحات : 123

ژانر : ترسناک
Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان :

آماندا و جاش فکر کنند که خانه ی جدیدشان ترسناک و عجیب و غریب است. آن ها اعتقاد دارند که آنجا توسط ارواح تسخیر شده است ... پدر و مادرشان از آنها می خواهند که بیرون خانه دوستان جدیدی پیدا کنند. اما دوستان جدید ترسناک شان آن دوستانی نیستند که پدر ومادر شان در نظر دارند آنها می خواهند تا ابد ، با جاش و آماندا دوست باشند ... برای همیشه!!!....ادامه مطلب ...

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 12 تير 1396 | ساعت : 11:19 AM

دانلود رمان آن نیمه دیگر

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : anital

تعداد صفحات : 896

ژانر : عاشقانه

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان :

داستان درباره دختری به اسم ترلان هستش که دختر یکی از قاضی های معروف تهرانه.
برخلاف اون چیزی که توی خانواده ش رسمه اهل درس و مشق نیست و عشق رانندگی داره.
در نتیجه ی پاپوشی که براش درست می کنن وارد یه گروهی می شه.
اونجا ازش انتظار دارن کارهایی رو انجام بده که وجدانش قبول نمی کنه.
بین دو راهی گیر می کنه… بین زندگی خودش و زندگی دیگران…
زمانی که تصمیم قطعیش و می گیره رویارویی با آن نیمه دیگرش مسیر نقشه هاش و عوض می کنه...ادامه مطلب ...

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 12 تير 1396 | ساعت : 11:4 AM

دانلود رمان من تو او دیگری

نسخه های اندروید (APK) , آیفون و اندروید (EPUB) , جاوا (JAR) و نسخه کامپیوتر (pdf)

نویسنده : sun daughter

تعداد صفحات : 610

ژانر : عاشقانه

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

خلاصه رمان :

مهندس آرمیتاآرمند دختری خودساخته است که شرکت بزرگ مهر که ارائه دهنده ی تجهیزات پزشکی هست و مدیریت میکنه …
افکار خاصی داره … سعی میکنه روشنفکر باشه… و فکر میکنه که عشق به هیچ وجه وجود نداره و هیچ وقت عاشق نمیشه … اما با کسی اشنا میشه که تصمیم میگیره : کلا فکر نکنه و تز نده!!!

*پاورقی*
آرمیتا: پرهیزکار/ ارامش یافته/الهه ی ارامش

به نام خدایی که هست حتی اگر هر روز بیندیشید نیست … !
من
تو
او
دیگری…!

مقدمه :

من تو را دوست دارم و دیگری مرا و تو دیگری را و در این میان همه تنهاییم…
(دکتر علی شریعتی)
****
این سرشت زمانه است
زنجیره ی افسوس های سرگردان
این رسم وادی دیو سیرت است
من از همین جا
درست اینجا
همین دنیای فانی
در این بدرود ها
در این ایام وانفسا
فریاد وارانه می گویم :
من عاشق تو هستم
تو عاشق او
او عاشق دیگری

همه درد مندیم و گلاویز با تنهایی
جان به ستوه امد از این همه بی کسی
و درد مشترک بی هم نفسی
خورشید. ر

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 11 تير 1396 | ساعت : 10:45 PM

اندرو متیوس

نوشته های بزرگان

بدون تردید، بسیاری از ما در پشت چهره های شاد و بذله گویی هایمان، غرق در وحشتیم. می‌ترسیم مبادا شغل، پول یا زیبایی خود را از دست بدهیم. از پیر شدن می‌ترسیم و از تنها ماندن و زندگی کردن و مردن؛

 

به این خاطر است که رفتارهایمان این چنین جنون آساست؛ و دوای دردمان چیست؟

محبت دیدن، دوست داشته شدن.

 

اندرو متیوس

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: اندرو متیوس , چت , چتروم فارسی , نوشته های بزرگان , از بزرگان , سئو , اموزش سئو , رمان , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 09 تير 1396 | ساعت : 10:33 PM

دانلود رمان خانه سیاه است

دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام رمان : خانه سیاه است
نویسنده : هدی.ب
تعداد صفحات : ۱۹۰

خلاصه داستان :

در گوشه های این دنیا منزوی شده ایم … در گوشه های این کره ی کوچک پر آدم ، دریایی از نور نشانمان بدهید … این خانه سیاه است … داستان از نقطه اوج شروع میشه که یک زندگی بهم میریزه و خانه ای خاموش و سیاه میشه… به مرور و با گذشت زمان مشخص میشه که چه اتفاقی در گذشته افتاده و چه اتفاقاتی در آینده خواهد افتاد… شخصیت بی نام و نشانی سعی در روشن کردن ابهامات یه پرونده ی جنایی داره و بدون اینکه خودش بخواد خودش جزئی از این ابهامات میشه …

قسمتی از متن رمان :

دلم شدیدا یه فکر تازه می خواد…یه سری حرف رو کاغذ آوردن که دچار خط خوردگی نشن….یه سری نقطه بدخیم…یه نوستالژی پر خاطره برای نوشتن….یه چیزی باشه که فقط باشه و نشه شوتش کرد تو سطل زباله…یه چیزی باشه که نشه ازش گذشت و دورش انداخت.دلم اینجوری می خواد سراغش داری؟
اینکه بلند می شم و کنار پنجره می ایستم…اینکه سرما و سوز و کبودی هست…اینکه جمله هام تموم دستورای نگارشی رو شکسته….می خوام.می خوام….خط نخورم.می خوام درد نخورم….سرما که هست…چه بیرون چه توی چشمام…شیشه چشمام بخار نفساتو کم داره….من به همون دید تار هم قانع می شم به خدا…کبودم…مثل آسمون قبل برف.مثل هجوم افسار گسیخته ی تو…مثل همه ضربه های روی تنم.
سوز میزنه…سوز سرما…سوز قلبم…سوز تموم دردای توی جسم و روحم….سوز قلبم از داغی که روی قلبم گذاشتی…تحمل منو اینجور امتحان نکن لعنتی….کم میارم. می شکنم.بفهم….ظرفیتم سرریزه…
خسته ام….باهات کلنجار نمی رم…خیلی خسته ام.رمق برام نمونده. نه حرف بزنم نه متقاعدت کنم نه حتی منطق تو قبول می کنه…امتحان من تموم نشده.خودم تموم شدم.خودم نرسیده به آخر زندگیمو گذاشتم تو حذف اضطراری….میفهمی؟
خسته شدم رضا….برو…جوری برو که بدونم دیگه بر نمی گردی.جوری برو که دلم ولوله نکنه برای برگشتنت…فقط برو
دلم از غمت می لرزه…می دونی آخه؟ هنوزم ته مه های قلبم خوب…چه جوری بگم.دوست دارم دیگه… نخندی…. خوبه که با خودم هرچند لال و پتی رودربایستی ندارم… حرفمو می زنم به خودم.تو که نمی شنوی….اون بالایی هم….بشنوه چه فرق؟وقتی کاری نمیکنه!!!
نیا طرفم رضا….نیا لعنتی…دیگه تیکه ای نمونده که بشکنه…که خرد بشه.میای برای چی؟
دستات که تو نیمه راه مشت می شن…دلم می گیره…دلم همیشه از این بغض می گیره…از این خشمی که روی شقیقه هات بزرگ می شه و حجم می گیره دلم می گیره….دلم از خون مردگی های روی دستت هم می گیره….دلم می زنه از این زندگی….دلم می زنه برات ولی برو…تورو جون خودت برو…قسم عزیزتر از خودت ندارم.
دلم نمی خواد چشمام به این اوضاع مضحک بیوفته….چراغا همه خاموش…زانوها تو بغل….من اینور تو اون ور….سر خوردم کنار پنجره قدی خونه ی بخار گرفته…. سوز می زنه داخل…نفس من بخار می شه رو شیشه… دنیا مات می شه مثل من….قطره می شه راه می گیره تو این ماتی مثل تو….من ها میکنم سرما قطره می کنه….بازیمون گرفته. من و سرما….من و تو….من و دل… همشو هم دارم می بازم.آی ملت بیاین سر باخت من شرط ببندین….ادامه مطلب ...

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : چهارشنبه 07 تير 1396 | ساعت : 9:32 PM

دانلود رمان پانتی بنتی

دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید,دانلود رمان

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام رمان : پانتی بنتی
نویسنده : miss.no.1.2004
حجم کتاب : ۶٫۲

تعداد صفحات : ۳۷۵
خلاصه داستان :
از زبان نویسنده:
داستان درمورد دختری بنام پانتی هستش که پدری عرب و مادری تهرانی داره . پدر این دختر زاده این عشیره خاص هستش و میراث دار این فرهنگ . پانتی ساکن تهران هست ولی قبلا بنا به دلایلی توی اون عشیره زندگی کرده . من عادت دارم که توی داستانهام گره ایجاد کنم و همراه با داستان این گره ها رو باز کنم ، برای همین خلاصه خاصی برای داستانهام نمینویسم …

قسمتی از متن رمان :
از پشت درهای بسته هم ، صدای جیغ مقطع تلفن ، به گوشش میرسید … دستش رو توی کیفش چرخوند و ‏سعی کرد همه اونچه که در اون لحظه احتیاج داره ، یه دسته کلید … پیداش کنه … سریع تر از همیشه در ‏رو باز کرد … با همون کفشهای پاشنه تخت تابستونی ، پا به داخل گذاشت …
وقت نبود بندهای دور مچش رو باز کنه … گوشی نقره ای رنگ رو ، از روی مبل پرتقالی راحتی توی ‏محوطه ی پوچ سالن ، چنگ زد … دکمه وصل ارتباط رو زد … دیر رسیده بود … بوق ممتد تو گوشش شیهه ‏کشید …
بی تفاوت شونه ای بالا انداخت و مقنعه مشکی رنگ نخی ای ، که بلندیش به روی سینه هاش میرسید رو ‏با یه حرکت از سر ، به پایین کشید … گیسای سرش تو این گرما به مغزش فشار میاورد و حس کلافه بودن ‏رو بیشتر بهش القا میکرد …
مانتوی مشکی رنگ و ساده اداری رو ، با باز کردن دکمه هاش از تن خارج کرد و همونطور که با یه دست ، ‏دکمه بالای شلوار جین مشکیشو باز میکرد ، مانتو رو با یه حرکت به روی مبل شوت کرد … راه آشپز خونه ‏رو در پیش گرفته بود که دوباره زنگ تلفن … ‏
گوشی رو چنگ زد و بطرف آشپزخونه حمله ور شد … شاران بود … لبخندی محو به لب نشوند و بطری آب رو ‏از در یخچال بیرون کشید و به دهن نزدیک کرد … چه لذتی توی سر کشیدن بطری بود ، که تو لیوان پیدا ‏نمیشد ؟
‏« سلام » و در بطری رو با حرکت انگشت شصت بست …ادامه مطلب ..

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 06 تير 1396 | ساعت : 2:7 PM

دانلود رمان بانوی قصه

دانلود رمان جدید ,دانلود رمان عاشقانه ,دانلود رمان
Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام رمان : بانوی قصه
نویسنده : beste
تعداد صفحات : ۵۲۹
خلاصه داستان :
فریادش تمام اتاق رو گرفت. صداش پیچید و پیچید و پیچید و مثل یه سیلی محکم خورد به گونه ام.
متعجب نگاهش کردم، ناباور. خون توی رگ هام منجمد شده بود. فریادش همراه شد با پرت شدن گلدان بلوری که تکه تکه شد و هر تکه اش با صدا به گوشه ای افتاد. صورتش قرمز بود.
ـ تو … تو چی کار کردی؟ خیانت؟! خیانت به من؟! من چه اشتباهی مرتکب شده بودم؟
سرش رو خم کرد. مرد عصبانی رو به روی من حالا سرش رو خم کرده بود و سعی داشت اشکی که داشت از چشماش می ریخت رو پس بزنه.
ـ جز عاشقت بودن، جز پرستیدنت؟
این جمله رو گفت و به سمتم حمله کرد...ادامه مطلب...

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 05 تير 1396 | ساعت : 1:29 PM

دانلود رمان بهشت گم شده ی میترا

دانلود رمان جدید ,دانلود رمان عاشقانه ,دانلود رمان

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام کتاب :بهشت گمشده ی میترا

نویسنده:آسایش

ژانر: عاشقانه، اجتماعی

خلاصه :  داستان زندگی دختری به اسم میتراست، دختر یکی یکدانه خانواده و فامیل… با لجبازی های کودکانه اش مسیر زندگیش دچار فراز و نشیب میشه… با ورود شاهرخ به جمع خانواده ، میترا از سرگذشت عمه فروغ باخبر میشه… امیرعلی داستان در همسایگی میترا زندگی می کنه با دنیایی کمی متفاوت از دنیای میترا…

سخنان نویسنده:
هوای تازه
جلو خودم را نگاه کردم
درجمعیت تو را دیدم
میان گندم ها تو را دیدم
زیر درختی تو را دیدم.
در انتهای همه ی سفرهایم
در عمق همه ی عذاب هایم
در خم همه ی خنده ها
سر بر کرده از آب و از آتش،
تابستان و زمستان تو را دیدم
در خانه ام تو را دیدم
در آغوش خود تو را دیدم
در رویاهای خود تو را دیدم
دیگر ترکت نخواهم کرد.
شعر از اوژن گرندیل مشهور به “پل الوار” ادامه ی مطلب ...

 

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5

بازدیدها: 256
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های کاربری ,
برچسب‌ها: دانلود بهترین رمان ایرانی , دانلود بهترین رمان سال , دانلود رمان , چت , چتروم , عسل چت اصلی , اصیل چت , کافی چت , تالار چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 04 تير 1396 | ساعت : 4:45 AM

 دانلود رمان آبان ماه اول زمستان است

دانلود رمان,دانلود رمان عاشقانه,دانلود رمان جدید

Related image

نام رمان : آبان ماه اول زمستان است !

نویسنده : رهایش*
تعداد صفحات : ۷۲۵

خلاصه داستان :

آبان برای فرار از خاطرات تلخ گذشته سرش رو به کار گرم می کنه، فارغ از اینکه با شروع ماجراهای جدیدی توی زندگیش تموم سعیش برای فراموش کردن گذشته ناکام می مونه …

با تشکر از رهایش* عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .

قسمتی از متن رمان :

با صدای تق تق و سر و صدای دریل از خواب پریدم! عصبی و کلافه نشستم روی تخت و تو این فکر بودم که چرا هر وقت من تا نزدیکای صبح کار دارم و مجبورم بیدار بمونم صبح کله ی سحر با یه صدای مزاحمی از خواب بیدار می شم که در باز شد و رها دختر ۳ ساله ی خواهر بزرگم آتنا سرک کشید توی اتاق و وقتی دید من بیدارم، دویید تو هال و گفت: مادرجون دایی بیدار شد!
انگار دنیا منتظر از خواب بیدار شدن من بود! کلافه پتو رو زدم کنار و رفتم توی هال و ولو شدم روی مبل که مامان از تو آشپزخونه گفت: علیک سلام! حالا هم بیدار نمی شدی!
با کف دستم چند بار صورتم رو مالیدم و غر زدم: چه خبره سر صبحی؟!
صدای مامانو از بین سر و صداها به زور شنیدم که گفت:ساعت دهه آبان! سر صبح به ۶ می گن نه ده!
دوباره غر زدم: اون مال کسیه که ۸ شب می ره می خوابه نه من که تازه ۵ صبح رفتم تو رخت خواب!
مامان اومد تو هال و گفت: خب مادرِ من، هزار بار بهت گفتم شب زود بخواب که صبح اینقدر دمغ نباشی! پاشو برو یه آبی به صورتت بزن بیا صبحونه! بعدش برو ببین احسان کمک نخواد.
– چه خبر هست حالا؟!
: سرویس اتاق آفاقو آورده داره نصب می کنه.
– خونوادگی اومدن نصب؟!
: زشته آبان! پاشو برو صورتتو بشور!
پوفی کشیدم و تا دم دستشویی رفتم و یهو یاد ونداد افتادم و پرسیدم: ونداد اومد فایلا رو ببره؟!
مامان از نیمه راه آشپزخونه برگشت و پرسید: فایل؟!
– آره! اصلاً اومد صبح اینوری؟! ادامه مطلب ...

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 04 تير 1396 | ساعت : 4:36 AM

دانلود رمان اسطوره

دانلود رمان جدید,دانلود رمان

Related image

نام رمان : اسطوره
نویسنده : P*E*G*A*H
حجم کتاب (مگابایت) : ۶

تعداد صفحات : ۶۱۶

خلاصه داستان :
دیدی که سخت نیست … تنها بدون من؟
دیدی که صبح می شود … شبها بدون من؟
این نبض زندگی … بی وقفه می زند …!
فرقی نمی کند … با من … بدون من …!
دیروز گرچه سخت … امروز هم گذشت …!
طوری نمی شود … فردا بدون من …!

قسمتی از متن رمان :
زیر باران…زیر شلاق های بی امان بهاره اش…ایستادم و چشم دوختم به ماشینهای رنگارنگ و سرنشین های از دنیا بی خبرشان…! دستم را به جایی بند کردم که مبادا بیفتم و بیش از این خرد شوم…بیش از این له شوم…بیش از این خراب شوم…!
صدای بوق ماشینها مثل سوهان…یا نه مثل تیغ….! یا نه از آن بدتر…مثل یک شمیشیر زهرآلود…! روحم را خراش میدادند.سرم را به همانجایی که دستم بند بود و نمی دانستم کجاست…تکیه دادم…! آب از فرق سرم راه می گرفت…از تیغه بینی ام فرو می چکید و تا زیر چانه ام راهش را باز می کرد…! از آن به بعدش را…نمی دانم به کجا می رفت…!
همهمه اوج گرفت…دهانم گس شد…عدسی چشمانم سوخت…گلویم آتش گرفت…خشکی گردنم بیشتر شد…اما سر چرخاندم و دیدم که ماشین سیاه ایستاد…سیاه بود دیگر…نبود؟خواستم تحمل کنم…خواستم به چشم ببینم بلکه باورم شود…خواستم خاطره این ماشین سیاه تا ابد در ذهنم حک شود…اما نتوانستم…درش که باز شد تاب نیاوردم….کامل چرخیدم…پشت سرم را به همان تکیه گاه کذایی چسباندم….لرزش فکم را حس می کردم…حالا…یا از گریه و بغض…و یا از خیسی لباسها و سرمای فروردین ماه…!دستانم را بغل گرفتم و چشم بستم…چشم بستم روی همه زشتیهای این دنیا…روی این دنیا…!
پایان خط…خط پایان….همانکه می گویند آخر زندگی ست…همان تلخی دردناکی که هیچ کس نمی خواهد باورش کند…همان سوت دقیقه نود…اینجاست…! همینجا…درست همین جایی که من ایستاده ام…! می دانی چرا؟
چون امروز اسطوره مُرد…!!! اسطوره من…مَرد من…مُرد! ادامه ی مطلب ...

 

|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 2

بازدیدها: 1
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه , دانلود رمان های کاربری ,
برچسب‌ها: دانلود رمان , دانلود رمان اسطوره , چت , رمان , دانلود رمان های جدید , رمانخونه , رمان2017 , رمان های کاربری , دانلود رمان های کاربری , رمان مومیایی , دانلود رمان کامل مومیایی , کافی چت , عسل چت , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : جمعه 02 تير 1396 | ساعت : 5:0 PM

بیا  آرام
در خیالم بنشین
میخواهم
از صدای نفس هایت
غزلی تازه بسازم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 5
موضوعات: نوشته های بزرگان ,
برچسب‌ها: نفس , ماجد , جملک , چت , چتروم , چت کافی , کافی چت , چت شلوغ , شلوغ , چتروم فارسی , رمان , رمان جدید , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : پنجشنبه 01 تير 1396 | ساعت : 5:9 AM

دانلود رمان فریاد زیر آب

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام رمان : فریاد زیر آب
نویسنده : shania*swan
تعداد صفحات : ۳۷۲

خلاصه داستان :

تو از من “صداقت” خواستی و من “حماقت” کردم، چشم به “حمایت” تو داشتم و تو مرا “شماتت” کردی… و این شد که هر دو به “فلاکت” افتادیم!
اشتباه من، خشم تو شد، و خشم تو درد من…
درد من زجر تو شد و زجر تو فریاد من!
داستان دختری که برای تکیه گاه بودن ضعیف بود و شکست! و مردی که به این شکستگی دامن زد. شکستن بی صدایی که فریاد هر دو رو به آسمان برد.

با تشکر از shania*swan عزیز بابت نوشتن این رمان زیبا .
قسمتی از متن رمان :

به عشق زندگی ام می نگرم . ناتوانی بدن تنومندش آزارم می دهد. در هم شکسته است. به دیوار تکیه داده و سرش را بین زانو ها و دستانش زندانی کرده و از درد گناه من ناله می کند.کاش بلند شود و مثل چند ساعت قبل فریاد سر می کند.این سکوت بیشتر از لگد هایی که به تن ظریفم می زد، آزارم می دهد…
موهای قهوه ای همیشه آراسته و زیبایش حال ژولیده و به هم ریخته روی صورت غرق عرقش ریخته است.
از بین تیکه های خرد شده ی آینه که روی زمین افتاده به چهره ی خود می نگرم.حلقه ی اشکی در چشمان آبی ام جا خوش کرده است و قصد جاری شدن روی صورتم را ندارد. آثار کبودی ها کم کم روی پوست گندم گونم نمایان می شوند و خون از گوشه ی لب های بی رنگم همچنان جاری ست . و باز هم هم آغوشی هق هق گریه ی او و نفس های بی جان من است که بر همه چیز چیره می شود…
از روی زمین بلند می شود. گام های نه چندان استوارش را به سوی من بر میدارد. قامت بلند و تنومندش به یکباره خمیده تر شده. در راه رفتنش دیگر خبری از آن غرور زیبا و پر جذبه نیست. زخم کهنه ای که در سینه داشت دوباره سر باز کرده است. خود را بیشتر به دیوار فشار می دهم برای خود نگران نیستم، برای موجود پاک و بی دفاعی می ترسم که در وجودم پناه گرفته است. نگاه مردانه اش که حالا لایه ای غم آن را پوشانده با نگاه پر شرم من تلاقی می کند، سرمای نگاهش همه ی وجودم را فرا می گیرد. دلم می خواهد چیزی بگویم، حرفی بزنم تا این غم تمام شود اما مهر سکوت لب هایم را به هم چسبانده.
با نگاهی حاکی از شرم سرم را پایین می اندازم و باز به دنیای فکر و خیال پناه می برم. به درد شدیدی می اندیشم که در رحم حس می کنم .کودک بی گناه من هم از اشتباه مادرش جان سالم به در نبرده است ... ادامه مطلب ..

 

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 6

بازدیدها: 16
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه ,
برچسب‌ها: چت , چتروم , دانلود , دانلود رمان , رمان جدید , فریاد زیر اب , دانلود رمان فریاد زیر اب ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : پنجشنبه 01 تير 1396 | ساعت : 4:46 AM

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام کتاب : داستان یک احساس

نویسنده : Negah79 

موضوع : عاشقانه – اجتماعی

خلاصه رمان :

این رمان روایت زندگی چهار دختر شیطون و سر زنده هستش که زندگی این چهار نفر مثل همه زندگیای دیگه درگیر یه مشکلاتی هستش و سعی دارن که با تکیه به خودشون مشکلاتشونو حل کنن….هرکدوم از این چهار نفر یک شخصیت جالب و قابل توجه دارن،مثلا یکی از همین چهار نفر نه ساله که داره دنبال یکی از دوستاش میگرده و توی این راه اتفاقات زیادی براش می افته.

گفتار نویسنده : امیدوارم که از رمان خوشتون بیاد. این رمان اولین کار من هستش و خب طبیعتا ایرادا و اشکالاتی هم داره و اینکه هر اسمی که توی رمان میبینین تصادفی انتخاب شده و وجود خارجی نداره.

 مقدمه:

کی گفته من عاشقتم؟! من فقط وقتی می بینمت نفسام تند میشه و دست و پامو گم میکنم…. فقط عادت کردم وقتی حواست بهم نیست از دور بهت خیره بشم و چشم ازت برندارم…. فقط از دیدن لبخندت لذت میبرم… فقط طاقت دیدن ناراحتیت رو ندارم … فقط با شنیدن صدات ارومم.. فقط وقتی دستمو میگیری احساس امنیت میکنم…. فقط وقتی صدام میکنی از شوق نفسم بند میاد…. فقط از دوریت افسردگی میگیرم…. فقط از صبح که چشم باز میکنم به فکرتم…. فقط همیشه دلم برات تنگ میشه…. فقط زندگیم با تو معنی میده…. فقط نفسام به تو وصله…. همین…. فقط همین…. “این که عشق نیست”هست؟؟؟؟؟

 ادامه ی مطلب..

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 15
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه ,
برچسب‌ها: دانلود رمان داستان یک احساس , دانلود , دانلود رمان , رمان , رمان اجتماعی , رمان عاشقانه , novel , چت , چتروم , چترم فارسی , چتروم فارسی , کافی چت , عسل چت , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 9:56 AM

آتش و آهن


تو همواره اسرارآمیزی و غافلگیر کننده

و با هر روزی که می گذرد
مرا بیشتر اسیر خودت می کنی
اما ای دوست جدی من
احساس من به تو
نبرد آتش و آهن است .

"آنا آخماتووا"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 3
موضوعات: نوشته های بزرگان , آنا آخماتووا ,
برچسب‌ها: آتش و آهن , اشعار آنا آخماتووا , چچت , رمان , دانلود رمان , چتروم , چت فارسی , خاطره چت , چت خاطذه , چت شلوغ , کافی چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 9:39 AM

دانلود رمان عاقبت گرگ زاده

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام کتاب : عاقبت گرگ زاده

نویسنده : پگاه کرمی – Pegahkarami

موضوع : عاشقانه

خلاصه کتاب : مستانه ی من همون مستانه ای که توی وجود همه ی ما وجود داره که گاهی طغیان می کنه و گاهی از درد به خودش می پیچه… خیلی زیبا نیست پولدار نیست و هیچ شاهزاده ی سوار بر اسبی هم عاشقش نمیشه که اون رو از تنهایی هاش جدا کنه مستانه جوادی قصه ی من یک آدم واقعی که اسیر طوفان های زندگیش می شه و تا وقتی اسیر نمیشه این موضوع رو نمی فهمه مثل همه ی ما خیلی واقعی پر از نقص و تنهایی

 

صفحه اول :

برگ اول: بی کسی – مستانه بیا دیگه دق دادی من دختر. همه رفتند باال ما جا موندیم. -کیوان جان نگران خودمی یا دوستای دبیرستانم؟ محکم با مشت به بازوم کوبید که صدای آخم رو خوردم. بغض به قلبم نیشتر زد. یادم آمد که مادر امروز صبح نیشگون عمیقی از بازوی نحیفم گرفته بود. کیوان جلوتر از من رفت تا زودتر برسد. به قول مادرش اصالت از سر و روی این سه بچه می بارید. کامیار پسر خاله ی بزرگم که قطعا داماد بزرگ خانواده ی من میشد و عروس هزار داماد خاندان نجفی با آن لوندی های خاص خودش را به نامش می زد. کیوان هم که آنقدر همکالسی های من دوره اش کرده بودند که قطعا با توجه به این حجم از توجه یک آدم اصیل محسوب میشد. کتایون با آن موهای عسلی هرچند با دو تجدیدی هزار بار شایسته تر از من بود و من فرزند سوم خانواده که ندانسته مغضوب بود و با این جثه ی نحیف و بینی دراز و قلمی،با یک چهره ای معمولی قطعا فاقد هر گونه اصالت بود . کتابخانه نودهشتیا عاقبت گرگ زاده – پگاه کرمی – کتابخانه مجازی نودهشتیا w w w . 9 8 i a . c o 4 خاله:کیوان مادر اومدی بیا غذا برات نگه داشتم کامیار:چقدر دیر اومدی کلک و همه آمدن کیوان را دیدند و آمدن و گرسنگی من را کسی ندید. غذایی برای من نگه نداشته بودند و جایی برای نشستن من نبود. لعنت به این بغض که امروز عجیب نیشتر می زد. مرتضی:مستانه چرا نمی شینی با صورت اشاره کردم جا نیست اما پدر فهمید که من زبان به گالیه باز کرده ام و با نگاه غضب آلودی به کناری در فاصله ای دور از خودشان اشاره کرد. به سمت تخته سنگ رفتم و نگاهم بدرقه ی مریم شد که با کامیار به گوشه ای برای حرفهای به اصطالح پیش از ازدواجشان رفتند و خیره ی کیوان که زهره جدیدترین دوست دخترش یعنی دوست صمیمی من به او مرد خوش قد و باال و خوش چهره ی فامیل زنگ زده بود و کتایون دلربا که درگیر صحبتهای خاله زنکی شده بود. کاش کنار کتابهایم بودم. مرتضی: بیا واست یه لقمه گذاشتم کنار فیلسوف لقمه را از او گرفتم. بوی جوجه ی کباب شده مستم کرد. -مرسی داداش بزرگ مرتضی:کبود شده جای نیشگونش -نمی دونم مرتضی:شدی کیسه بوکسشون. از خودم عقم می گیره وقتی نمی تونم کاری برات بکنم. هیکل بزرگ کردم ولی چه فایده؟؟ حاال هم که دانشگاهم مشهد .. دیگه حتی نیستم بعد کتک خوردنت بیای تو بغلم و گریه کنی نفس عمیقی کشید و ادامه داد: تا دیر نشده برو پیش عمه. اونا که ….

ادامه ی مطلب

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 3
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان عاشقانه ,
برچسب‌ها: دانلود رمان عاقبت گرگ زاده , دانلود رمان , دانلود رمان مخصوص موبایل , دانلود نسخه اندروید رمان , کتاب اندروید , کتاب , چت , چت روم , چت فارسی ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 9:20 AM

خداحافظ گاری کوپر

شما می‌دانید مغولستان خارجی کجاست؟ حتما می‌دانید! منتها ممکن است به این ناکجا آباد خودتان یک اسم دیگری داده باشید. این اسم را «لنی» روی ناکجا آباد خودش گذاشته. لنی یک جوان آمریکایی است که برای فرار از جنگ ویتنام به صورت غیر قانونی به سوئیس آمده و آن جا دارد برای خودش اسکی بازی می‌کند و عاشق تنهایی است. او دوست دارد کمتر کسی زبان انگلیسی بلد باشد و فکر می‌کند که عشق کار آدم‌ها را تمام می‌کند و از وابستگی بدش می‌آید و از پلیس بدش می‌آید. از خیلی چیزهای دیگر هم بدش می‌آید؛ فقط اسکی کردن را دوست دارد و عکس گاری کوپر را توی جیبش دارد و هر از چند گاهی آن را در می‌آورد و نگاه می‌کند و می‌گوید که مرگ گاری کوپر، مرگ معصومیت و مردانگی و خیلی چیزهای دیگر بوده. خودش هم برای فرار از دردسر همیشه دروغ می‌گوید و یک پا هولدن کالفیلد است، منتها بیشتر از هولدن جمله قصار توی چنته اش دارد و هنوز نمی‌داند روزگار چه بازی ای قرار است به سرش بیاورد و آشنایی با جس کارش را تمام می‌کند. عشق از همه چیز محکم تر است و جس را که می‌خواسته سر لنی کلاه بگذارد دوباره پیش او می‌کشاند و آن وقت دیگر لنی به مغولستان خارجی هم فکر نمی‌کند و خیلی چیز‌های دیگر و خیلی حرف‌های دیگر و...

رمانی که باید قبل از مرگ ان را بخوانیم

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 7
موضوعات: نوشته های بزرگان , معرفی کتاب , معرفی و نقد رمان ,
برچسب‌ها: خداحافظ گاری کوپر , دانلود رمان , چت , چتروم , چت فارسی ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 1:22 AM

معرفی کتاب جاودانگی اثر میلان کوندرا


خوب یک جورایی اسم کتاب به یکی از دیدگاه های اصلی کتاب یعنی همون جاودانگی اشاره داره . یعنی اینکه ما دلمان می خواهد جاودانه باشیم اما در ابعاد مختلف . بعضی به جاودانگی جهانی فکر می کنند و برخی می خواهند تنها در ذهن نزدیکانشان جاودان باشند ، اما به صورت مفصلی توضیح می دهد که منشا بسیاری از کارهای ما همین میل به جاودانگی است اینکه دلمان نمی خواهد عزیزانمان در نبودمان ما را فراموش نمایند . البته این فقط یکی از مفاهیم کتاب هست و کلا یک جوری نگاهی ژرف و فلسفی به بسیاری از مسیرها و حرکات ما در زندگی داره  و کوندرا خود در یکی از بخش‌های کتاب ضمن گفتگو با دوستش پروفسور آوناریوس در پاسخ به این سؤال که مشغول چه کاری است , می‌گوید: مشغول نوشتن کتابی است به نام سبکی تحمل ناپذیر هستی (بار هستی)

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 21
موضوعات: معرفی کتاب , معرفی و نقد رمان ,
برچسب‌ها: میلان کوندرا , حشمت الله کامرانی , انتشارات فاخته , چت , چترم , چت روم , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 1:7 AM

دانلود رمان همسایه ی من

دانلود رمان همسایه ی من(جاوا ،آندروید،تبلت و pdf)

قسمتی از این رمان زیبا:

همون موقع واسه ي اينکه حرصشو بيشتر در آرم سريع يه sms به اين مضمون زدم << شرويني جونم
امشب عالي بود!!!! مممآآآآچ!!! >> و بلافاصله ام گوشيمو silent کردم که اگه زنگ زد ضايع نشه!!
صداي دينگ sms که اومد بعد از چند لحظه داد و هوار رامش بلند شد :
- اين کيه هاااان؟؟؟؟؟؟؟!!!!

بعدم شروع کرد فحش دادن ولابلاي حرفاش تهديد کردن و اينکه به بابا ش ميگه و .... قرار داد رو فسخ
ميکنن و ...

جالبيش اينجا بود که مجد تمام اين مدت سکوت بود ... وآخرم با صداي در و بعدم ويراژ ماشين فهميدم که
رامش رفته ....

دو سه روز ي از مهموني گذشت و توي اين چند روز سعي کردم هچ برخورد مستقيمي با مجد نداشته
باشم البته احساس ميکنم اونم همين نيت رو داشت چون يه روز توي شرکت تا از در اتاقم اومدم
بيرون ..توي راهرو عقب گرد کرد و رفت به هر حال اونروز از دانشگاه يه راست رفته بودم شرکت و ساعت
نزديکاي هفت بود که خيس از بارون رسيدم خونه بعد از اينکه يه دوش گرفتم رفتم سمت يخچال تا آبي
بخورم که با ديدن تقويم روش يه فکري به ذهنم رسيد .

ادامه ی مطلب ..

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | ساعت : 0:8 AM

دانلود رمان روز های تلخ من

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام کتاب : روز های تلخ من

نویسنده : aida hmy

موضوع: عاشقانه

صفحات : 193

خلاصه کتاب :

آیدا دختری شیطون و اذیت کار که عضو یه اکیپ دختر و پسر میشه به بهشاد دل میبنده و بهشادم پسری با احساس و با سوپرایزاش آیدا رو شیفته ی خودش میکنه اما این عشق و خوشی دووم نمیاره و…

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 66
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی ,
برچسب‌ها: آموزش زبان انگلیسی , انجمن , بانوان , خارجی و زبان اصلی , رمان و داستان , عمومی , کتاب گویا (صوتی) , دانلود رمان , رمان , چت , چتروم , چت فارسی , چت روم , چتت , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : دوشنبه 29 خرداد 1396 | ساعت : 5:44 PM

دانلود رمان رویا های ممنوع

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

رمان  : رویا های ممنوع

نویسنده :  سپیده تقی زاده

ژانر:عاشقانه,طنز,تلخ ,اجتماعی,ماجرایی

تعداد صفحات 307

خلاصه داستان:

روال عادی و زندگی آروم و بی تلاطم روشا ، دقیقا زمانی بهم میخوره که متوجه میشه رویاها و آرزوهاش، عنوان “ممنوع” رو دارن… شهرت!!!
ولی این ممنوعیت تنها به حرارت اشتیاقش برای وصال به خواسته هاش دامن میزنه.. عطش شهرتی که پاشو به دنیایی باز میکنه که به اون تعلق نداره و شرح زندگی هایی که به دنبال زندگی اون ناخواسته وارد این منطقه ی ممنوعه میشن…
روشا که سودای شهرت و کره در سر داره با وجود مخالفت اطرافیان به هر دری میزنه تا رویاهای ممنوعشو به واقعیت نزدیک کنه … سر سخت ترین مخالفاش پدر و مادرشن…
فرهود پسر احدی، رئیس کمپانی اینترتیمنت AT در کره هست که نیمی از سال ایرانه و نیمی دیگه کره زندگی میکنه… همین دلیلی میشه که روشا برای رسیدن به هدفش از فرهود استفاده کنه ولی دقیقا از اونجاس که زندگی نقاب از چهره برمیداره و ماجراها شروع میشه…
ماجرای قلبهای گره خورده و تمنای دست های از هم دور افتاده..‌. اتفاقاتی که مسیر زندگی خیلی هارو تغییر میده … حسرت برای از سر گرفتن زندگی و خاطراتی که زیر چرخهای ارابه ی زمان جان دادن….همه و همه رو در “رویاهای ممنوع”

|
امتیاز مطلب : 1
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 5

بازدیدها: 133
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان ایرانی ,
برچسب‌ها: چت , چتروم , رمان , دانلود رمان , دانلود رمان رویا های ممنوع ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 11:3 PM

صدای من

نسیم خنکی

که موهایت را تکان می دهد

صدای من است

بارها از تو می گذرد و

تو او را نخواهی شناخت!

 

"نیما یوشیج"

 

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 4
موضوعات: نوشته های بزرگان , نیما یوشیج ,
برچسب‌ها: نیما یوشیج , دانلود رمان , رمان , اشعار نیما , چت , چت روم , چت شلوغ ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 10:49 PM

از شروط ضمن عقد ازدواج بیشتر بدانید


عقدمقدمه : در عقد ازداوج افراد معیار های متفاوتی در نظر دارند که در آینده به آن دست پیدا کنند و یا از انحلال عقد و از هم پاشیدگی زندگی زناشویی جلوگیری نماید ولی تعدادی افراد چه زوج و یا زوجه معیار های اصلی را فراموش نموده و صرفا ظاهر امر را در نظر می گیرند یکی از این عوامل ظاهری بالا بردن تعداد سکه  یا افزایش مبلغ مهریه می باشد.

ادامه مطلب ..

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 3
موضوعات: حقوق , حقوق خانواده و حقوق مالکیت فکری ,
برچسب‌ها: حقوق , حقوق خانواده , چت , رمان , دانلود رمان , رمانخونه , دانلود اهنگ جدید , فیلم , دانلود جزوات حقوقی ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 10:47 PM

از کودک آزاری بیشتر بدانید

هرگونه فعل يا ترک فعلي که باعث آزار روحي و جسمي و ايجاد آثار ماندگار در وجود يک کودک شود، «کودک آزاري» گفته مي‌شود که برخي از اين آثار مي‌تواند مخفي باشد. حتي ممانعت از حاضر شدن در کلاس درس، محروم کردن او از غذا، حبس کردن کودک در حمام يا زير زمين اشکال مخفي کودک آزاري است.

هر گونه تنبيه بدني و تجاوز جنسي به کودک هم از انواع کودک آزاري فيزيکي محسوب مي‌شود. در ايران هم تا پيش از سال 1381کودک ‌آزاري از جرايم خصوصي شناخته مي‌شد و فقط پدر که ولي کودک است به مثابه مالک کودک حق داشت در صورت رخدادن کودک ‌آزاري شکايت کند اما در سال 81، طرحي12 ماده‌اي به پيشنهاد انجمن حمايت از حقوق کودکان به مجلس ارائه شد و با پيگيري کميسيون بهداشت مجلس تصويب شد که بر اساس آن «کودک آزاري» از مصاديق جرايم عمومي قرار گرفت و اعلام جرم عليه مرتکبان کودک ‌آزاري ممکن شد.

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 4
موضوعات: حقوق ,
برچسب‌ها: حقوق , کودک ازاری , حقوق جزا , حقوق مدنی , چت , چتروم , چت روم فارسی , رمان , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 9:48 PM

دانلود رمان فرمانده

 

نام رمان: فرمانده

نویسنده: narjes.kh

ژانر: عاشقانه
خلاصه رمان فرمانده:

درمورد دختری به نام یلدا که غرق خوشیِ و دور از مشکلات دنیای اطرافش، به تنها چیزی که فکر نمی کرده همیشه همین بوده. تا که روزی می ره و میاد که ورق زندگیش برمی گرده. کل زندگیش تغییر می کنه و دچار دغدغه می شه. آدم می کشه اما بدون اراده، عاشق می‌شه اما ناخودآگاه. همین که می‌خواد با عشقش به خوشبختی برسه که یه چیزی عین طوفان به سمت اوج عشقش می ره و خوشبختیش رو مثل یه قایق چوبی در هم می شکنه.

 

مقدمه = دل نوشته نویسنده:

بعضی حرفا رو نمی شه گفت… باید خورد…!
ولی بعضی حرفا رو
نه می شه گفت
نه می شه خورد…!
می مونه سر دل!
می شه دلِ تنگ…!
می شه بغض!
می شه سکوت!
می شه همون وقتی که خودتم نمی دونی چه مرگته…

 

ادامه مطلب

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 8
موضوعات: دانلود رمان , دانلود رمان پلیسی , دانلود رمان ایرانی , دانلود رمان جنایی , دانلود رمان ترسناک ,
برچسب‌ها: داستان داستان ایرانی داستان عاشقانه دانلود دانلود رایگان رمان دانلود رمان دانلود رمان pdf دانلود رمان الکترون , دانلود رمان , رمان جدید , چت , چتروم ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 9:13 PM

دانلود رمان ارغوان رویایی

Image result for ‫عکس کتاب‬‎

نام کتاب : ارغوان رویایی
نویسنده : Pars Mehran
موضوع : اجتماعی ، عاشقانه

صفحات :181

 

خلاصه داستان : مهندس جوانی به نام مهران که گذشته ی تلخی را سپری کرده و با بازگشت به شهر خود ، درگیر خاطراتش می شود ، تصمیم می گیرد که برای فرار از این تلخی ها دوباره از شهر و خانواده اش دور شود و به محل کارش که در شهری دیگر قرار دارد ، بازگردد. اما او در محل کار خود با یک چالش بزرگ شغلی و البته عاطفی درگیر می شود و به او اعلام می کنند که …

 

مقدمه

در تمام مدتی که کتاب های گوناگون را از نویسندگان مختلف می خواندم به این فکر می کردم که چرا در بیشتر رمان ها همواره شخصیت مثبت داستان دختری جوان و ساده است و شخصیت منفی پسری که قصد فریب دختر و سوء استفاده از احساسات او را دارد. با خودم فکر می کردم که گرچه در جامعه ی امروز این ماجرا که هسته ی اصلی داستان های نویسندگان ( به خصوص بانوان نویسنده) را تشکیل می دهد تا حد زیادی رنگ واقعیت به خود گرفته است اما هنوز هم هستند پسران و مردانی که زندگی خود را مدت ها پاک و سالم حفظ کرده اند و هیچ گاه به حریم احساسات یک دختر وارد نشده اند. هنوز هم هستند پسران و مردانی که شب و روز در فکر یاری و خدمت به هم نوعان خود هستند. هنوز هم هستند پسران و مردانی که از تمام توان خود برای شادی دیگران استفاده می کنند. منصافه ندیدم که این گروه از انسان ها را نادیده بگیرم و به عنوان یکی از پسران جامعه ام ناگزیر دست به قلم بردم تا به سهم خود کوچکترین یادی از این افراد کرده باشم. امید دارم که نوشته ی خرد بنده به عنوان نخستین تجربه ی نوشتن (البته از نوع رمان) ، برای دوستان وهمراهان گرامی جذاب باشد و پیشاپیش از هر گونه کوتاهی در آن عذر خواهی میکنم و برای تک تک شما سلامتی و شادابی را از خداوند خواستارم.
Pars mehran آبان95

 دانلود در ادامه ی مطلب

 

نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:41 AM

 هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید ، هرچند راه سخت و ناهموار باشد.
و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپارید ، هر چند که تیغهای پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند.
و هر زمان عشق با شما سخن گوید او را باور کنید ، هرچند او رویاهای شما را چون باد مغرب درهم کوبد و باغ شما را خزان کند. زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می‌نهد به صلیب نیز می‌کشد.
و چنانکه شما را می‌رویاند شاخ و برگ شما را هرس می‌کند
و چنانکه تا بلندای درخت وجودتان بالا می‌رود و ظریفترین شاخه های شما را که در آفتاب می رقصند نوازش می‌کند.
همچنین تا عمیق‌‌ترین ریشه‌های شما پایین می‌رود و آنها را که به زمین چسبیده‌اند تکان می‌دهد.
عشق شما را چون خوشه‌های گندم دسته می‌کند.
آنگاه شما را به خرمن کوب از پرده خوشه بیرون می‌آرود.
و سپس به غربال باد دانه را از کاه می‌رهاند.
و به گردش آسیاب می سپارد تا آرد سپید از آن بیرون آید.
سپس شما را خمیر می‌کند تا نرم و انعطاف پذیر شوید ، و بعد از آن شما را بر آتش مقدس می‌نهد تا برای ضیافت مقدس خداوند نان مقدس شوید.

عشق با شما چنین رفتار می‌کند تا به اسرار قلب خود معرفت یابید و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزیی از آن شوید.

...

"عشق / از کتاب پیامبر / جبران خلیل جبران / ترجمه حسین الهی قمشه‌ای"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 0
موضوعات: نوشته های بزرگان , جبران خلیل جبران ,
برچسب‌ها: عشق از نگاه خلیل جبران , چت , چتروم , چت روم قارسی , رمان , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:36 AM

از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشده‌ای؟

 

پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است،

پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمی‌شوم!

اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:

راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!

گفت: تو اشتباه می‌کنی!

زیرا کسی نمی‌تواند چنین لذتی را ببرد،

مگر آنکه درونش مانند من با کاه پر شده باشد!

 

"جبران خلیل جبران"

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 1
موضوعات: نوشته های بزرگان , جبران خلیل جبران ,
برچسب‌ها: جیران خلیلی جبران , دانلود رمان , رمان , رمان جدید , مترسک , جت , چت , چتروم ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 3:21 AM

وای باران
باران
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه
کسی نقش تو را خواهد شست؟

آسمان سربی رنگ
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
میپرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران
باران
پر مرغان نگاهم را شست
خواب رویای فراموشیهاست
خواب را دریابم
که در آن دولت خاموشیهاست
من شکوفایی گل های امیدم را در رویا ها میبینم
و ندایی که به من میگوید
گر چه شب تاریک است
دل قوی دار
سحر نزدیک است
دل من در دل شب
خواب پروانه شدن میبیندمهر در صبحدمان داس بدست
خرمن خواب مرا میچیند
آسمانها آبی
پر مرغان صداقت آبیست
دیده در آینه صبح تو را میبیند
از گریبان تو صبح صادق
می گشاید پر و بال
تو گل سرخ منی
تو گل یاس منی
تو چنان شبنم پاک سحری
نه
از آن پاک تری
تو بهاری
نه بهاران از توست
از تو میگیرد وام
هر بهار این همه زیبایی را
هوس باغ و بهارانم نیست
ای بهین باغ بهارانم تو

حمید مصدق

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0

بازدیدها: 1
موضوعات: نوشته های بزرگان , حمید مصدق ,
برچسب‌ها: حمید مصدق , باران , وای باران , تو گل سرخ منی , حمید , مصدق , گل سرخ من , رمان , دانلود رمان , چت ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 1:2 AM

ما از وحشت فراموش کردن دیگران است که عکس آنها را به دیوار می کوبیم یا روی تاقچه می گذاریم ؛ یک وفاداری کاذب...خود ما به عکس هایی که به دیوارهای اتاقمان می کوبیم نگاه نمی کنیم ، یا خیلی به ندرت و تصادفا" نگاه میکنیم . ما به حضور دائم و به چشم نیامدنی آن ها عادت می کنیم. عکس ، فقط برای مهمان است...این را یادتان باشد که ذره یی در قلب ، بهتر از کوهی بر دیوار است .

رونوشت ، بدون اصل , نادر ابراهیمی

 

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 5

بازدیدها: 17
موضوعات: نوشته های بزرگان , نادر ابراهیمی ,
برچسب‌ها: رونوشت , بدون اصل , چت , نادر ابراهیمی , جملات زیبای نادر ابراهیمی , دل نوشته , چتروم , کافی چت , عسل چت , برای ورود به چت کلی کنید , شلوغ چت , چت شلوغ , دانلود رمان ,
نویسنده: Mr & Miss Mir
تاریخ : یکشنبه 28 خرداد 1396 | ساعت : 0:13 AM

دانلود رمان باغ ممنوعه پردیس شریعتی با لینک مستقیم و رایگان

دانلود رمان باغ ممنوعه پردیس شریعتی

 دانلود رمان جدید باغ ممنوعه پردیس شریعتی موضوع این رمان عاشقانه است این رمان رو با فرمت pdf میتونید با بالاترین سرعت دانلود کنید

داستان درمورد دختریه که به باغ روبه روییشون مشکوک می شه و از سر شیطونی و کنجکاوی می خواد سر از راز این باغ دربیاره که چرا همیشه درش با زنجیر و قفل بسته اس؟ چرا تو این سالها تا حالا ندیده کسی حتی یه بار واردش بشه؟ اصلا داخل این باغ چی هست؟ وکلی سوال دیگه که دختر نمی دونسته که پشت در این باغ چه اتفاق هولناکی درحال وقوعه و وقتی میف همه که دیگه توی دردسر افتاده.
تعداد صفحات : 2 | 1 2 صفحه بعد
آمار وبلاگ
کل مطالب : 138
کل نظرات : 3
افراد آنلاین : 1
تعداد اعضا : 2


بازدید امروز : 59
باردید دیروز : 15
بازدید هفته : 116
بازدید ماه : 719
بازدید سال : 3,776
بازدید کلی : 11,560